سلام دوستان

من حدود 3 سال پیش یک نظرسنجی دربارۀ عمل افزایش قد را در همین وبلاگ شروع کردم، و حالا که تعداد آرای این نظر سنجی از هزار گذشته میتوانم نتایج آنرا اعلام کنم.

پرسش این نظرسنجی این بوده است:

"به کدام دسته از افراد زیر حق میدهید عمل افزایش قد انجام دهند؟"

و پاسخها از این قرار اند:

31 درصد پاسخ داده اند: مردانی با قد زیر 160سانتی متر و زنانی با قد زیر 150 سانتی متر.

41 درصد پاسخ داده اند: مردانی با قد زیر 170سانتی متر و زنانی با قد زیر 160 سانتی متر.

10 درصد پاسخ داده اند: مردانی با قد زیر 180سانتی متر و زنانی با قد زیر 170 سانتی متر.

17 درصد پاسخ داده اند: عمل افزایش قد در کل بیمورد است.

یعنی حتی از میان کسانی که در اینترنت به دنبال عمل افزایش قد جستجو کرده اند و احتمالا کوتاه قد نیز بوده اند حداقل 17 درصد افرادی هستند که این عمل را در کل بیمورد میدانند.

توجه : رقم ها رند شده اند. به علاوه نظر همه محترم است و بنده مشکلی با نظرات شما عزیزان ندارم.

موفق باشید

نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

 

توضیح: همۀ این پرسش‌ها و پاسخ‌های آنها حداقل مربوط به یک سال و نیم پیش و یا قبل از آن هستند.

رضا سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۱ ۳:۹

سلام من قراره چند وقت دیگه پیش دکتر مطلبی زاده 6 سانت افزایش داشته باشم. الان به صورت نیمه حرفه ای کیک بوکسینگ کار میکنک.میخوام بدونم چند ماه پس از شروع عمل میتونم به این ورزش برگردم؟؟؟ .

--------------------------------------------------------------------------------

سلام

به نظر من عمل کردن زیر دست آقای مطلبی کار درستی نیست. فکر میکنم حداقل سی و شش ماه زمان لازم باشد تا بتوانید دوباره کیک بوکسینگ کار کنید.

موفق باشید

کمال سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۱ ۳:۱۱

سلام به نظر شما اگه من عمل کنم میتونم بعد 4 و5 ماه خیلی آرام و آهسته راه برم یا نه.؟

--------------------------------------------------------------------------------

سلام

خاطرات را بخوانید

 

متین چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۱ ۱۳:۳۹

سلام مسترجون.عزیزم چرا اطلاعاته دیگری درمورده روش سیلیکون نذاشتی؟؟میشه بگی من اگه بخوام با اینت روش انجام بدم باید چیکار کنم ممنون میشم

--------------------------------------------------------------------------------

سلام بر شما

خب چونکه دیگه این مطلب رو تعقیب نکردم و اطلاع بیشتری نسبت به اونچه که توی وبلاگ نوشتم به دست نیاوردم. به نظر میاد این روش هم یه نوع از کلاهبرداریهای مربوط به افزایش قد باشه.

باید توی گوگل سرچ کنید.

موفق باشید

 

 متین پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۱ ۱۷:۱۵

مسترجان توی ایران ازدکترا کسی سلیکون انجام نمیده؟؟؟؟؟/؟یا اطلاعات نداره؟

--------------------------------------------------------------------------------

فکر نمیکنم

 

پنجشنبه ۹ آذر ۱۳۹۱ ۱۳:۱۱

سلام مسترجون. من احیانا تاچند ماه دیگه عمل میکنم ولی مجبورم توی ایران عمل کنم فقط یه سوال به نظرت بهتربن کس توی ابران برای عمل کیه؟یه سوال دیگه من الان بیشتر جه ورزشی بکنم که واسه پاهام خوب باشه؟ ؟یعنی کمک کنه زودترخوب شم؟ بدن سازی چطوره؟

--------------------------------------------------------------------------------

سللام. نمیدونم توی ایران بهترین کیه. انعطاف پاها هرچقدر بیشتر بشه بهتره. تمرینات و نرمشهای کششی مناسب اند.

 

ساناز پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۱ ۱۵:۳۱

سلام میخواستم بدونم در طول عمل کاملا بیهوش باید بود یا میشه بیهوش نبود و با بی حس کردن عمل کرد؟

سوال بعدم اینکه بین اندازه و جای زخمهایی که با عمل الیزاروف انجام میشه و سایر روشها تفاوتی هست؟یعنی روشهای دیگه زخمهای کوچک تر یا بهتر داره یا فرقی نمیکنه؟

تشکر

--------------------------------------------------------------------------------

سلام بر شما

بیهوشی میتواند به صورت عمومی باشد که کاملا از هوش میروید و همچنین میتواند از کمر به پایین باشد که فقط قسمت پایینی بدن را حس نمیکنید.

بله جای زخمها تفاوت دارد. چون در روشهایی مثل LON علاوه بر فریم یک میله هم در استخوان قرار میگیرد که ورود و خروج آن، جای زخمهای بزرگی در پا ایجاد میکند. در کل فکر میکنم روش ایلیزاروف از دیگر روشها زخمهای کوچکتری داشته باشد.

موفق باشید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

عجبا! یکشنبه 1393/03/11 15:58
عضو شوراي عالي سازمان نظام پزشكي با اشاره به اينكه اگر پزشكي اقدام به بلند كردن قد يك فرد سالم نمايد، مرتكب جرم شده است، گفت: اكنون پرونده‌هاي بسياري در خصوص عوارض بلند كردن قد به دست ما رسيده و در دست بررسي است. اگر پزشكي به دنبال انجام عمل جراحي افزايش قد، عوارض جبران ناپذيري را به بيمار تحميل كند، مجرم است.

پ.ن: اگر این مطلب درست باشد آقایان دکتر بسیاری الان مجرم هستند و هیچ کسی هم اقدامی برای دستگیری این مجرمان انجام نداده است.

نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |


در آستانۀ دو ساله شدن خلاصی بنده از دست فریم‌هایم، این سه ویدئو خدمت کسانی ارائه می‌شود که با شکیبایی و ادب از من درخواست ویدئو کرده بودند.

افرادی نیز بودند که از همان ابتدای عمل یعنی زمانی که من در روسیه بودم تابحال، این کار را غیرممکن می‌دانستند و نظرات بی‌ارزششان را با لحنی پر طمطراق، نه به منظور پرسش بلکه برای دشمنی و ستیهش، مطرح می‌کردند. کسانی که می‌گفتند روس‌ها سر من کلاه گذاشته اند، کسانی که می‌گفتند بعد از عمل دوباره قد من کوتاه می‌شود، کسانی که می‌گفتند بازگشت با فریم روی پا از روسیه به ایران در سرمای بهمن ماه امکان پذیر نیست، و کسان کم اهمیت دیگری که توهم توطئه و دروغ داشتند. که البته تعداد آنها بسیار کم بود، و وجودشان هم اهمیتی برای من و خوانندگان این وبلاگ ندارد.

ذکر این نکته نیز لازم است که این ویدئوها اولاً به معنای این نیستند که من در حال حاضر می‌توانم به صورت حرفه‌ای ورزش کنم، ثانیاً به معنای این نیستند که من در حال حاضر با توانایی و سرعت قبل از عملم می‌توانم بدوم، ثالثاً به معنای آن نیستند که اگر شما عمل کنید لزوماً سرنوشتی مشابه سرنوشت من خواهید داشت. این عمل در درجۀ اول نیازمند اطلاعات، و بعد از آن منابع مالی و زمان است. اگر در هر یک از این سه مورد اشکالی وجود داشته باشد، بسیار محتمل خواهد بود که به نتیجۀ دلخواه خود نرسید و به مشکلات و دردسرهای عجیبی گرفتار شوید. هدف من انتقال انرژی منفی به طالبان این عمل نیست، بلکه متوجه کردن شما به این مسئله است که قدم اول در انجام این عمل واقع‌گرایی است و عدم واقع‌گرایی مساوی است با از دست دادن سلامتی و زمین‌گیر شدن شما.

به علاوه به نظر من هند نیز مانند ایران گزینۀ مناسبی برای عمل نیست و در مورد دکتر سرین هم خبرهای بدی به گوش میرسد. البته در هند دکترهای فراوانی وجود دارند اما چون سابقۀ چندانی از آنها در دست نیست و آنها میتوانند به راحتی داوطلبان برای این عمل را با پیشنهاد کردن مبالغ پایین گول بزنند، به نظر من رفتن به هند برای این عمل کاری پر مخاطره و اشتباه است.

موفق باشید دوستان عزیز 

لینکها:

http://uplod.ir/ijw0ch3vie1b/20140408_145018.mp4.htm

http://uplod.ir/9pavprnvm5up/20140408_144042.mp4.htm

http://uplod.ir/i636qth4syv0/20140408_143714.mp4.htm




نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

لطفا دقت کنید که بعضی از پست های این وبلاگ قبل از عمل یعنی قبل از آبان ۱۳۹۰

بعضی از آنها در حین عمل و نصب بودن فریم روی پا یعنی از آبان ۱۳۹۰تا اردیبهشت ۱۳۹۱

و بالاخره بعضی از پست ها بعد از تمام شدن کلیه مراحل عمل یعنی از خرداد ۱۳۹۱

نوشته شده اند.

این ترتیب ممکن است در نمایش دادن این پست ها در وبلاگ رعایت نشده باشد  اما تاریخ هر پست در بالای آن درج شده و قابل مشاهده است.

 اگر تازه با این عمل یا با این وبلاگ آشنا شده اید پیشنهاد من این است که به پایین صفحه بروید و از آخرین مطلبی که در همین صفحۀ نخست نوشته شده شروع کنید و به بالا بیایید. اگر این ترتیب رعایت شود میتوانید مطمئن باشید که از اطلاعات اساسی شروع میکنید و به اطلاعات جزئی تر و مفصل تر میرسید.


نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

سوالها و جوابها چهارشنبه 1392/05/09 17:55

خوانندۀ عزیز

 در بیش از دو سالی که از افتتاح این وبلاگ میگذر صرف ساعتها وقت برای یادگیری مطالب  و دسته بندی آنها و اطلاع رسانی به خوانندگان، باعث شده که بنده به دانشنامه ای موثق از دانستنی های فراوان تبدیل شوم، البته جالب اینجاست که این دانستنی ها دیگر به درد بنده نمیخورد.

 گزیده ای از پرسش ها و پاسخ های شما در این مطلب جمع آوری شده است. با گذشت حدود یک سال و نیم از عمل (برداشتن فریم)، بنده دیگر رغبتی به یادآوری مسائل گذشته ندارم. و علاوه بر نداشتن رغبت، وقتی هم برای اینکار ندارم. بنابراین فکر میکنم که در حد توان خودم اطلاعات ایرانی های متقاضی این عمل را بالا برده ام.

بنابراین از این پس به پرسش های شما در این وبلاگ پاسخ داده نخواهد شد البته میتوانید مطمئن باشید که گزارشهایی از وضعیت جسمانی خودم، تاریخ بهبودی کامل و مطالبی از این دست را در همین وبلاگ خواهم نوشت و کاری را که شروع کرده ام ناتمام نمیگذارم. فعلا که بهبودی کامل هنوز حاصل نشده است. و به نظرم تا چندماه آینده هم نخواهد شد.

امیدوارم هموراه حالتان خوش و روزتان روشن و آبی باشد.

 

 

سوالها :

سردار

چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۱۴:۴۲

جناب مستر اگه شما الان قصد انتخاب داشتید روسیه (همین جایی که عمل کردید) رو انتخاب می کردید یا دکترسرین در هند. البته روشهاشون هم هم طور که می دونید فرق می کنن. می تونم نظر شخصی تون رو بدونم.

پاسخ:

اگه میخاستم LON عمل کنم هند و اگه میخاستم به روش سنتی عمل کنم روسیه. دکتر سرین هم فکر میکنم دکتر بسیار پر تجربه و خوبی باشه. اما به هر حال اون یه نفره اما در روسیه شما با تیمی از دکترها ، و ارتوپدها مواجه هستین که اگه اطلاعات کافی رو داشته باشید میتونید بهترین نتیجه رو از این مسئله بگیرید. ضمنا مشکل ویزا رو برای هند فراموش نکنید که قبلا توضیحاتش رو دادم.

موفق باشید

 مثل اینکه من دست گل به آب دادم و لینک سوال ها و جواب ها را که در ادامۀ همین مطلب بود پاک کردم. چاره ای نیست به جز اینکه در یک فرصت مناسب دوباره این مطلب را بازسازی کنم.

فعلا میتوانید به این لینک مراجعه کنید که حاوی اطلاعات خوبی است:

http://afzayesh.blogfa.com/post-27.aspx

نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

توضیحات اضافه سه شنبه 1392/03/21 18:36

خوانندۀ عزیز 

قبلا گفته ام و باز هم میگویم که در ایران عمل نکنید! تا جایی که بنده میدانم، دکترهای ایران فاقد دانش و تخصص و تجربه و ابزار لازم در این زمینه هستند.

این عمل، بسیار خطرناک، حساس، وقتگیر و نیازمند پول زیاد است (مخصوصا با نرخ های جدید ارز) و هیچ راه میانبری وجود ندارد.

هر راه میانبری بهایش سلامتی شماست. اگر شرایط این عمل را ندارید دنیا به آخر نرسیده، خودتان را گول نزنید و از این عمل صرف نظر کنید.

 

نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

http://afzayesh.persiangig.com/image/ll.jpg

http://afzayesh.persiangig.com/image/th.jpg

http://afzayesh.persiangig.com/image/DSC00581.JPG

http://afzayesh.persiangig.com/image/DSC00593.JPG

http://afzayesh.persiangig.com/image/DSC00634.JPG

http://afzayesh.persiangig.com/image/DSC00636.JPG

http://afzayesh.persiangig.com/image/DSC00721.JPG

http://afzayesh.persiangig.com/image/DSC00723.JPG

http://afzayesh.persiangig.com/image/DSC00724.JPG

در یک فرصت مناسب عکسهای بیشتر و توضیحات لازمه را برای عکس ها اضافه میکنم. شاید ویدیو هم آپلود کردم.

خدا پدر موسسین این سابت پرشین گیگ را بیامرزاد


http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://afzayesh.persiangig.com/video/MOV00547.MP


http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://afzayesh.persiangig.com/video/MOV00663.MP

دو ویدئو آپلود کرده ام یکی مربوط به هفته های ابتدایی بعد از عمل است که هنوز خون مردگی روی ساق هایم وجود دارند و ران هایم زیاد تحلیل نرفته اند. یکی مربوط به زمانی است که به ایران برگشته بودم و با دوستانم به پارک رفته بودم که یعنی حدود 6 ماه بعد از عمل(با فریم). 

نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

فهرست مطالب دوشنبه 1391/08/01 15:11

/**/

امروز به لینکی در گوگل برخوردم که فکر میکنم برای خوانندگان مفید باشد.اخیرا متوجه شده ام که دوستان در پیدا کردن بعضی از مطالب وبلاگ با مشکل مواجه میشوند.  و حق هم دارند چون اینجا یک سایت نیست و وبلاگ است و قسمتهای متعددی دارد که بدون نظم در کنار هم قرار گرفته اند. شاید این لینک کمی کمک کند:

http://afzayesh.blogfa.com/posts/


/**/

این هم لینک خاطرات من از عمل در روسیه:

http://afzayesh.blogfa.com/post-39.aspx

به علاوه از افرادی که نظراتشان در میان صد و اندی نظری که ذیل خاطرات بود و ناخواسته پاک کردم  معذرت میخواهم.

نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

اوضاع روبراه است شکر خدا یکشنبه 1391/06/26 20:2

 بیست و ششم شهریور1391

هنوز یک ماه و چندی تا سالروز عمل من یعنی سه آبان 1390 مانده است. هیچ وقت شبی را که به قصد شکستن چهارتا از استخوانهای سالمم روی تخت بیمارستان خوابیدم از یاد نمیبرمشب تولدم هم بود. منظورم تولد دوباره و این حرفها نیست، واقعا تولدم بودپرستار دستی روی پاهایم کشید، مورمورم شد و خوشم آمد. چیزی به روسی گفت و دیگری ترجمه کرد که: "هنوز پاهایت مو دارد، باید کاملا شیو کنی". میخواستم موهای پاهایم را ماشین کنم اما نشد، گفتند باید تیغ بزنی. جالب این که فردا صبح قرار بود استخوانهایم را بشکنند اما من دوست نداشتم موهای پایم را تیغ بزنم.

امروز من بدون هیچ مشکلی میتوانم به آهستگی اما در مسافتی بسیار کوتاه بدوم. اگر کمی مسافت طولانی شود ماهیچه هایم درد میگیرد. به غیر از این خیلی وقت است که دردی ندارم، حسابش از دستم در رفته. هنوط تاندون هایم مخصوصا در قسمت آشیل پا کوتاهند و نمیتوانم سرپا بنشینم. درد کوچکی که هر از گاهی در پای چپم احساس میکردم حالا خیلی به ندرت سراغم را میگیرد. خلاصه من تقریبا همان آدم قبلی هستم اما 5.5 سانتی منر بلندتر و امیدوارم که در کمتر از سه ماه دیگر عضلات و تاندونهایم مثل قبل از عمل منعطف شوندحتی حالش را نداشته ام بروم یک عکس از پایم بگیرم ببینم نازک نی هایم که موقع برداشتن فریم هنوز جوش نخورده بودند حالا در چه حال اند. بگذریم.

من از وضعیت کنونی ام کاملا راضی ام. اما یادتان باشد چرخاندن پیچها در حین افزایش کار سختی نیست. مخصوصا که ترامادول هم در اختیارتان باشد. پس اگر عمل کردید زیاد طمع نکنید و هی این پیچهای وامانده را نچرخانید. اگر دکتری به شما گفت من به راحتی پای شما را تا 10 سانتی متر افزایش میدم تعجب نکنید و نگویید: عجب مرد خبره ایست!. بعد از عمل شما هستید و یک عدد آچار! دیگر برای آن دکتری که شما را عمل کرده فرقی نمیکند که شما این پیچ ها را چقدر بچرخانید. اما برای شما فرق خواهد کرد. هزینه اش را شما باید بپردازید. یادتان باشد که من بدن آماده ای داشتم و بین 5.5 تا 6 سانتی متر افزایش دادم و همه کارهایی را که باید، کردم. اما هنوز تاندونهایم کوتاه است. هنوز آشیل من خودش را با وضعیت جدید سازگار نکرده است. هنوز نمیتوانم بدوم یا دو زانو بنشینم. سخن کوتاه، مواظب خودتان باشید.

پاورقی: دوستان عزیزم لطفا نظرات تان را به صورت خصوصی ارسال نکنید تا من بتوانم در همین وبلاگ جوابشان را بدهم.

نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

بار قبلی که از اصفهان به تهران آمدم یعنی شب چهارشنبه سوری، هم با دکتر عالمی دیدار کردم و هم با آقای عفت پرور. هر دوی آنها از نحوۀ راه رفتن من شگفت زده بودند و البته سعی میکردند که زیاد به روی خودشان نیاورند. آقای عفت پرور گفت که در حدود 25 فروردین ماه آماده خواهم بود تا فریم را از روی پایم بردارم و نیازی هم به گچ نیست اما آقای عالمی معتقد بود که فریم باید تا سه ماه دیگر روی پای من باقی بماند و البته پیشاپیش بگویم که هر دو نفر در اشتباه بودند. دکتر عالمی چند بار به من پیشنهاد داد که:"بیا در همین روزها این فریم را برداریم و پایت را گچ بگیریم." اما من برایش توضیح دادم که طبق پیش بینی شما سه ماه دیگر تا پایان راه، باقی مانده است و اصلا عاقلانه نیست که پاها را سه ماه در گچ قرار دهم. عوارض بسیاری بعد از آن سه ماه در انتظار من خواهند بود اما فریم الیزاروف از آن عوارض جلوگیری میکند. آقای عالمی این طور پاسخ داد که: "گچی که من میگیرم به روش پی تی بی است و باعث بیحرکت شدن زانو نمیشود و شما هم به راحتی با آن راه میروید." البته جواب من مشخص بود: "من همین الان هم به راحتی با فریم الیزاروف راه میروم" و ترجیح میدهدم تا به اصول ایلیزاروف پایبند بمانم. با این اوصاف به اصفهان بازگشتم تا یک ماه دیگر هم منتظر نتایج رادیوگرافی هایم باقی بمانم. در آن روز تقریبا برایم روشن بود که تا بیست و پنج فروردین همه چیز تمام نخواهد شد و مجبور هم نخواهم بود آنطور که دکتر عالمی گفته تا خرداد و تیر منتظر بمانم. به همین دلیل با توجه به نتایجی که در رادیوگرافی ها میدیدم تا هفتۀ پایانی فروردین صبر کردم.

صبحجمعه 25 فرودین پس از یک شب زنده داری طولانی با دوستانم، آنها من را به ترمینال آوردند و من رفتم تا اولین سفر اتوبوسی بعد از عمل ام را شروع کنم .کمی نگران بودم چون در سفر قبلی به همراهم دوستانم و با ماشین شخصی و با پاهای دراز کشیده روی صندلی عقب و بالش و غیره آمده بودم اما این بار من بودم یک صندلی و 7 ساعت راه. البته در این مدت خیلی قوی تر شده بودم و از این بابت تا حدی خیالم راحت بود. تقریبا تمام طول سفر را خوابیدم تا فرودگاه بین المللی امام یعنی جایی که از شانس خوش بنده اتوبوس خراب شد و مجبور شدیم بقیه سفر را با یک تویوتای ون ادامه دهیمکه البته برای من بد هم نشد چون راننده سر میدان جمهوری پیاده ام کرد و از آنجا تا خانه دوستم راهی نبود.روز شنبه 26 فروردین پیش دکتر عالمی رفتم تا فریم ها را دربیاورد و پاهایم را گچ بگیرد. او به من گفته بود که پانصد هزار تومان دستمزد میگیرد. ظهر آن روز یک قرص ترامادول صدمیلی گرمی خوردمو به همراه یکی از دوستانم راهی مطب دکتر شدیم. خانه ای که در آن مستقر بودیم در حوالی تقاطع خیابانهای آذربایجان و خوش بود که تا مطب دکتر عالمی که در خیابان قصرالدشت واقع است پیاده حدود 20 دقیقه راه بود که البته برای من کار سختی نبود. مطب در طبقه اول بود (نه همکف) و میز پذیرش دقیقا در کنار آخرین پله قرار داشت و به همین دلیل منشی دکتر عالمی که یک مرد قوی هیکل بود نمیتوانست پاهای من را ببیند. پس از پرداختن مبلغ ویزیت و حرکت به سمت اتاق انتظاری که در گوشه  دیگر سالن واقع شده بود تازه چشم منشی به پاچه های گل و گشاد من افتاد و فهمید که فریم ایلیزاروف روی پایم دارم. از سر جایش بلند شد و دربارۀ عملم پرسید و من برایش توضیح دادم که در روسیه عمل کرده ام و حالا فقط برای برداشتن فریم پیش دکتر عالمی آمده ام و قبلا تلفنی با ایشان هماهنگ کرده ام.پس از مدتی آقای منشی از ما خواست تا به اتاق دکتر برویم و من بدون عصا راهی اتاق شدم در حالیکهمنشی به من زل زده بود. در اتاق دکتر، منشی از من خواست تا روی تخت دراز بکشم و برای من توضیح داد که باید اول سعی کنم روی تخت بنشینم و او هم پاهای من را بلند خواهد کرد و روی تخت خواهد گذاشت. همانطور که داشت حرف میزد رفتم و خیلی راحت روی تخت دراز کشیدم و به او گفتم که برای انجام کارهای روزانه ام هیچ نیازی به کمک ندارم. دکتر پس از حال و احوال از من خواست تا رادیوگرافی ها را به او نشان بدهم. او این بار هم مثل یک ماه پیش رادیوگرافی را برعکس گرفت. در نتیجه به جای قضاوت درباره شکستگی درشت نی من  و میزان پر شدن استخوان آن، شروع به قضاوت از روی شکستگی پایینی که مربوط به نازک نی میشود کرد و در حال حرف زدن بود که برایش توضیح دادم که رادیوگرافی را برعکس گرفته است، سپس رادیوگرافی دیگری را برداشت تا نگاه کند ومن هم که به این وضعیت عادت کرده بودم دوباره به او یاد آوری کردم که آنرا نیز برعکس گرفته است.

در نهایت از صحبت های دکتر عالمی متوجه شدم که این گچ پی تی بی که ایشان صحبتش را میکنند علاوه بر ساق، پا را نیز پوشش میدهد و فقط انگشتها از گچ بیرون میمانند. اینجا بود که کمی تردید کردم و دکتر گفت که مریض های ما با این گچ خیلی راحت تر از فریم کنار می آیند و تو که به راحتی با فریم راه میروی با این گچ خیلی راحت تر خواهی بود. من پیش خودم گفتم حداقل الان صندل پایم میکنم و به هر جا بخواهم میروم اما با این گچ حتی نمی توانم چیزی پایم کنم. در نتیجه تصمیم گرفتم تا کمی بیشتر فکر کنم. هنگام بیرون آمدن از مطب،آقای منشی، دکتر را که در حال معاینۀ مریض دیگری بود صدا میکرد و میگفت : "آقای دکتر ببینید چه راحت دارد بی عصا راه میرود!" این مطالب را برای این نمیگویم که برایم هورا بکشید نکته ای در این همه تعجب آقای منشی و تعجب های فروخوردۀ آقای دکتر وجود داشت : آنها هرگز مریضی ندیده بودند که بتواند به راحتی روی پاهایش بایستد چه برسد به اینکه بدون عصا راه برود. و این به خاطر توانایی منحصر به فرد من نبود. در روسیه حداقل یک چهارم از مریضها به توانایی راه رفتن بدون عصا میرسیدند و دیگران هم به راحتی با عصاهایشان در داخل و خارج از بیمارستان آمد و شد میکردند.

از مطب بیرون آمدیم و با دوستم پیاده تا خانۀ او که در تقاطع نواب-امام خمینی قرار داشت رفتیم. این پیاده روی دوم خیلی طول کشید اما اگر هم قرار بود پایم درد بگیرد، مرفینی که در خونم بود اجازه نمیداد که دردی احساس کنم. دو روز در خانه آنها ماندم. زیاد کسی خانه نبود و ماهواره هم نداشتند. حوصله ام سر رفت. کوله پشتی ام را به پشتم انداختم تا به همان خانۀ آذربایجان برگردم. با عصاهایم از خیابان امام گذشتم و از پیاده روهای شلوغ خیابان رودکی به سمت آذربایجان بالا رفتم. این را نیز بگویم که در این مدت متوجه شدم که معلولین ما چقدر در این مملکت احساس تنهایی میکنند. تقریبا هر مسیری را که در پیش بگیری در جاهایی مجبور میشوی تا بازگردی و راه دیگری را امتحان کنی. بعضی وقتها پیاده رو تبدیل میشود به جاده خاکی، گاهی ختم میشود به جوی آب و گاهی یک تغییر ارتفاع 60 سانتی متری جلوی پایت میبینی که همه به راحتی از آن پایین میروند اما تو باید به فکر راه حل دیگری باشی. تازه بگذریم از نگاه های پر از ترحم  مردم. بگذریم که وقتی نیازی به کمک نداری بیهوده سعی میکنند تا کمکت کنند یا می ایستند و به عبور تو خیره میشوند اما وقتی که داری از خیابان عبور میکنی به ندرت ماشینی سرعتش را به خاطر تو کم میکند.بگذریم.در میانۀ راه خسته شدم؛ وزن کاپشن و کوله ام زیاد بود به همین دلیل وارد رستورانی شدم تا هم شام بخورم هم خستگی ام در برود و بعد به همان خانه آذربایجانی رفتم. پله هایش زیاد بود اما احساس راحتی بیشتری میکردم. خلاصه یک هفته در تهران ماندم تا دوم اردیبهشت شد یعنی یک روز باقی مانده بود تا شش ماه از عمل من بگذرد. من در شب تولدم وارد بیمارستان الیزاروف شده بودم یعنی دو آبان 1390 و حالا دو اردیبهشت بود. درست شش ماه گذشته بود. شش ماه پر از کارهای باور نکردنی ، پر از نگاههای عاقل اندر سفیه، پر از فشار و استرس و درد.  قصد نداشتم تا دوباره به اصفهان بروم و برای در آوردن فریم به تهران برگردم به همین دلیل یک ترامادول دیگر خوردم و پیش دکتر عالمی رفتم. او فریم ها را برایم در آورد و گچ گرفت و همان شب از مطب او یک دربست گرفتم و به ترمینال آرژانتین رفتم و با کمک دوستمسوار اتوبوس شدم. ساعت 4 صبح به اصفهان رسیدم. اما این بار دیگر همه چیز فرق میکرد. با اینکه

زانوهایم آزاد بود به سختی میتوانستم راه بروم و به همین دلیل مجبور شدم تا خواهرم را 4 صبح از خواب بیدار کنم تا با ماشین به دنبالم بیاید. در این چهار روزی که به اصفهان برگشته ام به سختی از جایم تکان میخورم، چه برسد به اینکه بدون عصا راه بروم. هربار که چند قدم راه میروم یکی از تاندون های ساق چپم چنان دردی میگیرد که مجبور میشوم بیشتر وزنم را روی عصاهایم بگذارم. مثل گربه ای شده ام که پاهایش را در پوست گردو فرو کرده باشی. اگر مهارت راه رفتن با عصا را در این مدت نیاموخته بودم، با این گچها هرگز نمیتوانستم قدم از قدم بردارم. وضعیتم اصلا خوب نیست و ترجیح میدهم که از خانه خارج نشوم. از صبح تا شب جلوی تلویزیون مینشینم و فقط برای شستن دست و رو یا توالت رفتن از جایم بلند میشوم. در یک کلام روزی صدبار خدا را شکر میکنم که یک ماه پیش به حرفهای دکتر عالمی گوش نکردم و فریم را در نیاوردم. خب، حداقل حالا فقط مجبورم حدود دو هفته با این وضعیت سر کنم.




1391/02/28 


من حدود ده روز است که گچ پایم را باز کرده ام. برای یک هفته خیلی مواظب بودم و همیشه عصا دنبالم بود اما بعد از آن کم کم عصا را کنار گذاشتم و امروز برای اولین بار بعد از حدود هفت ماه بدون عصا از منزل خارج شدم. به چهارباغ رفتم ، یک شلوار جین برای خودم خریدم، پوشیدم و بعد از آن سوار تاکسی شدم و به منزل اقوام رفتم.

این اولین باری بود که مجبور نشدم پاچه شلوارم را تو بگذارم. 

به زودی یک پست مفصل همراه با عکس در وبلاگ میگذارم.


نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

 چهاردهم فروردین ۱۳۹۱ پنج ماه و ده روز بعد از عمل

در حال حاضر چیز زیادی برای گفتن نیست. کسالت است و روزهای متوالی و شوق دویدن کنار زاینده رودی که دوباره پر آب شده. فقط باید صبر کنم تا استخوانم کاملا سفت و محکم شود و فریم ها را بردارم. همان طور که در قسمت ششم خاطرات گفتم پس از مشورت با دکتر عالمی تصمیم گرفتیم یکی از پین ها را که مشکوک بود در بیاوریم و یکی دیگر را هم آقای عفت پرور محکم کرد چونکه خونریزی داشت. بعد از آن قضیه که مربوط میشد به چهارشنبه سوری به اصفهان برگشتم و به مدت 9 روز سفالکسین مصرف کردم تا خیالم از عفونت راحت شود. در حال حاضر تقریبا همه پین های من خشک و بدون ترشح هستند.

راه رفتن من هم تقریبا بدون عصا شده است. در خانه که هستم بدون عصا راه میروم ، آشپزی میکنم و غیره. اما بیرون از خانه عصاهایم را همراه خودم میبرم چون برای مسافت های طولانی به آنها نیاز دارم و اینکه فکر نمیکنم راه رفتن بدون عصا چیز چندان خوبی باشد. دلیل این حرفم هم این است که بدون عصا شبیه مامان بزرگها راه میروم و حالت طبیعی بدنم به هم میخورد اما با عصا کاملا نرمال هستم.

یک هفتۀ دیگر صبر خواهم کرد و بعد از آن یک رادیولوژی از پاهایم میگیرم تا ببینم استخوانم کاملا سفید شده یا نه. اگر در برداشتن فریم عجله کنم علاوه بر اینکه امکان شکستگی هست به احتمال زیاد کمی از قدی را که به دست آورده ام را از دست میدهم (مثلا 5یا 6 میلیمتر) پس بهتر است صبر کنم تا استحکام استخوانم به 100 درصد برسد و بعد از آن فریم را بردارم.

در مدت اخیر از قد جدید خودم خیلی لذت برده ام و خیلی احساس خوبی دارم و مطمئنم بعد از برداشتن فریم ها این احساس چند برابر خواهد شد. مدت دو ماه است که یک مسکن هم مصرف نکرده ام و دردی هم ندارم که نیاز به مسکن داشته باشم. چیز دیگری به ذهنم نمیرسد

نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

لینک خاطرات چهارشنبه 1391/01/09 20:4
برای مشاهدۀ خاطرات من از عمل جراحی افزایش قد در روسیه به لینک زیر بروید:

قسمت اول : http://afzayesh.blogfa.com/page/diary.aspx

قسمت دوم: http://afzayesh.blogfa.com/page/diarya.aspx

قسمت سوم: http://afzayesh.blogfa.com/page/diaryb.aspx

قسمت چهارم: http://afzayesh.blogfa.com/page/diaryc

قسمت پنجم: http://afzayesh.blogfa.com/page/diaryd.aspx

قسمت ششم: http://afzayesh.blogfa.com/page/diaryf.aspx

تاریخ عمل: سه شنبه 3 آبان ماه 1390

قد پیش از عمل: 168

هدف: 6 سانتیمتر

نام دکتر : کنستانتین ناویکف


نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

یکی از دوستان دربارۀ افزایش ساق و ران در یک زمان و به میزان سه سانتی متر پرسیده بود. مدتی بود که میخواستم دربارۀ روش های داخلی برایتان بنویسم اما همّت نمیکردم. حالا این سوال بهانه ای شد تا دیدگاه خودم را در این باره برایتان بنویسم. توجه کنید که برخی از این مطالب دیدگاه های شخصی من هستند.

افزایش ران و ساق با هم در یک زمان امکان پذیر است اما نه با روش خارجی، چون هر کسی که فریم ایلیزاروف را از نزدیک دیده باشد متوجه میشود که گذاشتن دو فریم ایلیزاروف روی دو رانغیر ممکن است. حالا چه برسد به اینکه هر دو ران و هر دو ساق را بخواهند فریم بگذارند. کلا هیچ دکتری در جهان آنقدر احمق نیست که حاضر شود چنین عملی را با روش خارجی انجام دهد. بعضی از دکترها هستند که عمل را به صورت خارجی به صورت ضربدری روی ساق پای چپ و ران پای راست انجام میدهند و بعد بیمار بعد از یکی دو سال برمیگردد و ساق پای راست و ران پای چپش را عمل میکند که به نظر من خیلی عمل عجیب و غریب، خطرناک، زمانبر(حدود 4 سال)، و دردناکی است. کلا به نظر من تن به چنین عملی دادن اشتباه است، حالا در هر شرایطی که باشید

اما میرسیم به روشهای داخلی، روشهای داخلی مختلفی داریم که شناخته شده ترین آنها روشISKD  است و دکتر بتز (Betz) در آلمان و دکتر گیشه(Guichet)در فرانسه از این روش استفاده میکند در این روش دکتر یک میله داخل استخوان ران میگذارند و دیگر هیچ چیز خارجی ای دور پای بیمار نیست. این هم لینک اش:  

http://www.betzinstitute.com/iskd.htm

 بیمار میتواند به حمام برود، بدون عصا راه برود، شلوار بپوشد و خلاصه مثل آدم زندگی اش را بکند و برای افزایش دادن هم باید زانویش را حرکت دهد که در این دوجا میتوانید ویدئوی آنرا ببیند.

http://www.youtube.com/watch?v=DKEPrcVoo9Y

http://www.youtube.com/watch?v=JjY6oAxLhHk

این روش اگر کسی پولش را داشته باشد روش بسیار خوبی برای افزایش قد است و استخوان ران چون کلفت تر است زودتر هم جوش میخورد و به طور نسبی قابلیت میزان بیشتری از افزایش را هم دارد. اما هزینۀ زیادی لازم دارد. لطفا از من نپرسید هزینه اش چقدر است، گوگل به درد همین مواقع میخورد. به سایت بتز یا گیشه بروید و در این باره بیشتر تحقیق کنید. اگر هم جایی دیدید که نوشته fitebone منظورشان همین روش داخلی است.

حالا بعضی ها به فکر می افتند که شاید جاهای ارزانتری هم باشد که با روش داخلی عمل کنند. بله کاملا درست است در این مورد هم باید باز از گوگل استفاده کنید. اما جاهایی که من میشناسم عبارتند از اوکراین، دکتر میتکویچ در صربستان، و بعضی از دکتر ها در هند که البته من از کیفیت کار هندی ها بیخبرم اما دربارۀ اوکراین و میتکویچ دو نفر در سایت makemrtaller هستند که با آنها عمل کرده اند و نتیجۀ خوبی گرفته اند.

در مورد تناسب هم یکی از دوستان پرسیده بود که بهتر نیست مثلا سه سانت در ساق و سه سانت در ران افزایش دهیم. پاسخ منفی است. اولا این سوال مطرح میشود که چگونه و با چه روشی؟ این کار بسیار دشوار و هزینه بر است. شما در این صورت چهار استخوان شکسته و حداقل 8 عمل جراحی خواهید داشت. این عمل عمل سنگینی است و مطمئنا اگر کسی حاضر شود استخوانش را بشکنند و اینهمه زجر بکشد به 3 سانتی متر راضی نمیشود. چه برسد به اینکه اجازه بدهد استخوان رانش را هم بشکنند!

در مورد تناسب اندازه های پا و دست و ساف و ران نیز باید بگویم که معمولا ران و ساق افراد با هم برابر است بعضی ها ساقهای خیلی بلندی نسبت به رانشان دارند که در این صورت باید به فکر افزایش در ران باشند اما در غیر این صورت تا میزان 5 سانتی متر میتوانند افزایش دهند و مطمئن باشند که هیچ کس بعد از عمل متوجه نخواهد شد. اصولا مهم این است که بعد از عمل سلامتی نسبی شما حفظ شود وگرنه چشم انسانها در تشخیص چنین تناسباتی ضعیفتر از آن است که بخواهیم نگران آن باشیم.


نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |