خوانندۀ عزیز
قبلا گفته ام و باز هم میگویم که در ایران عمل نکنید! دکترهای ایران فاقد دانش و تخصص و تجربه و ابزار لازم در این زمینه هستند.
این عمل، بسیار خطرناک، حساس، وقتگیر و نیازمند پول زیاد است (مخصوصا با نرخ های جدید ارز) و هیچ راه میانبری وجود ندارد.
هر راه میانبری بهایش سلامتی شماست. اگر شرایط این عمل را ندارید دنیا به آخر نرسیده، خودتان را گول نزنید و از این عمل صرف نظر کنید.
http://afzayesh.persiangig.com/image/ll.jpg
http://afzayesh.persiangig.com/image/th.jpg
http://afzayesh.persiangig.com/image/DSC00581.JPG
http://afzayesh.persiangig.com/image/DSC00593.JPG
http://afzayesh.persiangig.com/image/DSC00634.JPG
http://afzayesh.persiangig.com/image/DSC00636.JPG
http://afzayesh.persiangig.com/image/DSC00721.JPG
http://afzayesh.persiangig.com/image/DSC00723.JPG
http://afzayesh.persiangig.com/image/DSC00724.JPG
در یک فرصت مناسب عکسهای بیشتر و توضیحات لازمه را برای عکس ها اضافه میکنم. شاید ویدیو هم آپلود کردم.
خدا پدر موسسین این سابت پرشین گیگ را بیامرزاد
http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://afzayesh.persiangig.com/video/MOV00547.MP
http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://afzayesh.persiangig.com/video/MOV00663.MP
دو ویدئو آپلود کرده ام یکی مربوط به هفته های ابتدایی بعد از عمل است که هنوز خون مردگی روی ساق هایم وجود دارند و ران هایم زیاد تحلیل نرفته اند. یکی مربوط به زمانی است که به ایران برگشته بودم و با دوستانم به پارک رفته بودم که یعنی حدود 6 ماه بعد از عمل(با فریم).
امروز به لینکی در گوگل برخوردم که فکر میکنم برای خوانندگان مفید باشد.اخیرا متوجه شده ام که دوستان در پیدا کردن بعضی از مطالب وبلاگ با مشکل مواجه میشوند. و حق هم دارند چون اینجا یک سایت نیست و وبلاگ است و قسمتهای متعددی دارد که بدون نظم در کنار هم قرار گرفته اند. شاید این لینک کمی کمک کند:
http://afzayesh.blogfa.com/posts/
این هم لینک خاطرات من از عمل در روسیه:
http://afzayesh.blogfa.com/post-39.aspx
به علاوه از افرادی که نظراتشان در میان صد و اندی نظری که ذیل خاطرات بود و ناخواسته پاک کردم معذرت میخاهم.
موقعی که اولین مطالب این وبلاگ را مینوشتم هرگز به ذهنم هم خطور نمیکرد که کار به اینجاها بکشد. به تازگی وبلاگ یا سایت هایی را دیده ام که برای مشاوره و گرفتن پول تبلیغ میکنند. و با تماس های مکرر از من درخواست کرده اند که وبلاگم را ببندم چون همه اطلاعات را به صورت رایگان در اختیار خوانندگان قرار میدهد و کاسبی این دوستان کساد میشود. طبیعتاً من به درخواست های آنها توجهی نکردم و هر کمکی که بتوانم از طریق این وبلاگ به هموطنانم میکنم. اگر هم اعلام کردم که برای مشاوره حضوری هزینه ای دریافت میکنم به خاطر حجم بالای تماسهای افرادی بود که بدون خواندن وبلاگ بنده را بیکار فرض کرده بودند و پیش خودشان میگفتند سنگ مفت و گنجشک هم مفت.
اما خوشبختانه از زمانی که اعلام کردم مشاوره حضوری هزینه ای در پی خواهد داشت به جز تعداد معدودی که قصد جدی برای عمل دارند کسی پیگیر ملاقات با بنده نمیشود. و خوانندگان سعی میکنند تا با خواندن بیشتر وبلاگ به جواب سوالاتشان برسند که به نظر من اتفاق خوبیست.
هدف از گذاشتن این پست این است که مثل رستوارن ها اعلام کنم این وبلاگ شعبه دومی ندارد چه به صورت وبلاگ و چه به صورت سایت! دوستان عزیز اگر دیدید مطالب این وبلاگ در جایی کپی پیست شده و اسمی مشابه این وبلاگ هم روی آن گذاشته شده بنده مسئول کارهایی که دیگران انجام میدهند نیستم.
موفق باشید
![]()
پاورقی: چند عکس از زمانی که تازه فریم را برداشته بودم و گچ پایم را باز کرده بودم روی این سایت آپلود کرده ام. الان زخمهایم بهتر شده است اما تصور میکنم که اگر دختر بودم و چنین زخمهایی روی پایم بود حتما به فکر مشاوره با یک متخصص پوست و استفاده از لیزر برای از بین بردن جای زخمها می افتادم.
بیست و ششم شهریور1391
هنوز یک ماه و چندی تا سالروز عمل من یعنی سه آبان 1390 مانده است. هیچ وقت شبی را که به قصد شکستن چهارتا از استخوانهای سالمم روی تخت بیمارستان خوابیدم از یاد نمیبرم. شب تولدم هم بود. منظورم تولد دوباره و این حرفها نیست، واقعا تولدم بود. پرستار دستی روی پاهایم کشید، مورمورم شد و خوشم آمد. چیزی به روسی گفت و دیگری ترجمه کرد که: "هنوز پاهایت مو دارد، باید کاملا شیو کنی". میخواستم موهای پاهایم را ماشین کنم اما نشد، گفتند باید تیغ بزنی. جالب این که فردا صبح قرار بود استخوانهایم را بشکنند اما من دوست نداشتم موهای پایم را تیغ بزنم.
امروز من بدون هیچ مشکلی میتوانم به آهستگی اما در مسافتی بسیار کوتاه بدوم. اگر کمی مسافت طولانی شود ماهیچه هایم درد میگیرد. به غیر از این خیلی وقت است که دردی ندارم، حسابش از دستم در رفته. هنوط تاندون هایم مخصوصا در قسمت آشیل پا کوتاهند و نمیتوانم سرپا بنشینم. درد کوچکی که هر از گاهی در پای چپم احساس میکردم حالا خیلی به ندرت سراغم را میگیرد. خلاصه من تقریبا همان آدم قبلی هستم اما 5.5 سانتی منر بلندتر و امیدوارم که در کمتر از سه ماه دیگر عضلات و تاندونهایم مثل قبل از عمل منعطف شوند. حتی حالش را نداشته ام بروم یک عکس از پایم بگیرم ببینم نازک نی هایم که موقع برداشتن فریم هنوز جوش نخورده بودند حالا در چه حال اند. بگذریم.
من از وضعیت کنونی ام کاملا راضی ام. اما یادتان باشد چرخاندن پیچها در حین افزایش کار سختی نیست. مخصوصا که ترامادول هم در اختیارتان باشد. پس اگر عمل کردید زیاد طمع نکنید و هی این پیچهای وا مانده را نچرخانید. اگر دکتری به شما گفت من به راحتی پای شما را تا 10 سانتی متر افزایش میدم تعجب نکنید و نگویید: عجب مرد خبره ایست!. بعد از عمل شما هستید و یک عدد آچار! دیگر برای آن دکتری که شما را عمل کرده فرقی نمیکند که شما این پیچ ها را چقدر بچرخانید. اما برای شما فرق خواهد کرد. هزینه اش را شما باید بپردازید. یادتان باشد که من بدن آماده ای داشتم و بین 5.5 تا 6 سانتی متر افزایش دادم و همه کارهایی را که باید، کردم. اما هنوز تاندونهایم کوتاه است. هنوز آشیل من خودش را با وضعیت جدید سازگار نکرده است. هنوز نمیتوانم بدوم یا دو زانو بنشینم. سخن کوتاه، مواظب خودتان باشید.
پاورقی: دوستان عزیزم لطفا نظرات تان را به صورت خصوصی ارسال نکنید تا من بتوانم در همین وبلاگ جوابشان را بدهم.
خوانندگان عزیز
1- مطالب وبلاگ را بخوانید بعد هی سوال بپرسید و ایمیل بزنید. اگر حوصله خواندن ندارید چطور فکر میکنید حوصله چنین عملی را دارید؟ بنده از جایی حقوق نمیگیرم که هر روز بنشینم و جواب سوالات تکراری را بدهم. یک بار نوشته ام و فکر میکنم همان کافی است.
2- به هیچ کس اعتماد نکنید. سعی کنید واقعیت های علمی را بررسی کنید و بر پایۀ آن انتخابهای خود را انجام دهید. آن مشاوره ای هم که من گذاشته ام برای باز کردن دید شما برای همین واقعیت های علمی است. برای اینکه بدانید قبل از عمل چکار کنید و در سه ماهه حساس بعد از عمل چکار کنید. نه اینکه مثلا آدرس یک دکتری را قایم کرده باشم برای مشاوره حضوری!
هر دکتری که میشناسم اسمش را در وبلاگ برده ام البته منظورم دکترهای ایرانی است.
3- حالا فرض کنید که من یک دکتر را در مشاوره حضوری به شما معرفی کنم که در وبلاگ نیامده باشد. چرا باید به من اعتماد کنید؟ حدود دو ماه پیش یکی از دوستان با من تماس گرفت و گفت که دکتری هست که برای معرفی هر فرد 2 میلیون پورسانت میدهد، بیا مشتری ها را به پیش او بفرستیم و نفری یک میلیون تومان سود کنیم. با چنین شرایطی چرا باید چشم بسته به حرف یک نفر (حالا هر کسی) اطمینان کنید؟
4- این عمل پول میخواهد و در حدود یک سال از زندگیتان شما را درگیر خود میکند. اگر پول یا وقت کافی را ندارید، این عمل را حداقل به صورت موقتی فراموش کنید. راه میانبری وجود ندارد. تمام راههای میانبر منجر به پشیمانی بی حد و حصری برای شما خواهند شد.
موفق باشید دوستان من
بار قبلی که از اصفهان به تهران آمدم یعنی شب چهارشنبه سوری، هم با دکتر عالمی دیدار کردم و هم با آقای عفت پرور. هر دوی آنها از نحوۀ راه رفتن من شگفت زده بودند و البته سعی میکردند که زیاد به روی خودشان نیاورند. آقای عفت پرور گفت که در حدود 25 فروردین ماه آماده خواهم بود تا فریم را از روی پایم بردارم و نیازی هم به گچ نیست اما آقای عالمی معتقد بود که فریم باید تا سه ماه دیگر روی پای من باقی بماند و البته پیشاپیش بگویم که هر دو نفر در اشتباه بودند. دکتر عالمی چند بار به من پیشنهاد داد که:"بیا در همین روزها این فریم را برداریم و پایت را گچ بگیریم." اما من برایش توضیح دادم که طبق پیش بینی شما سه ماه دیگر تا پایان راه، باقی مانده است و اصلا عاقلانه نیست که پاها را سه ماه در گچ قرار دهم. عوارض بسیاری بعد از آن سه ماه در انتظار من خواهند بود اما فریم الیزاروف از آن عوارض جلوگیری میکند. آقای عالمی این طور پاسخ داد که: "گچی که من میگیرم به روش پی تی بی است و باعث بیحرکت شدن زانو نمیشود و شما هم به راحتی با آن راه میروید." البته جواب من مشخص بود: "من همین الان هم به راحتی با فریم الیزاروف راه میروم" و ترجیح میدهدم تا به اصول ایلیزاروف پایبند بمانم. با این اوصاف به اصفهان بازگشتم تا یک ماه دیگر هم منتظر نتایج رادیوگرافی هایم باقی بمانم. در آن روز تقریبا برایم روشن بود که تا بیست و پنج فروردین همه چیز تمام نخواهد شد و مجبور هم نخواهم بود آنطور که دکتر عالمی گفته تا خرداد و تیر منتظر بمانم. به همین دلیل با توجه به نتایجی که در رادیوگرافی ها میدیدم تا هفتۀ پایانی فروردین صبر کردم.
صبحجمعه 25 فرودین پس از یک شب زنده داری طولانی با دوستانم، آنها من را به ترمینال آوردند و من رفتم تا اولین سفر اتوبوسی بعد از عمل ام را شروع کنم .کمی نگران بودم چون در سفر قبلی به همراهم دوستانم و با ماشین شخصی و با پاهای دراز کشیده روی صندلی عقب و بالش و غیره آمده بودم اما این بار من بودم یک صندلی و 7 ساعت راه. البته در این مدت خیلی قوی تر شده بودم و از این بابت تا حدی خیالم راحت بود. تقریبا تمام طول سفر را خوابیدم تا فرودگاه بین المللی امام یعنی جایی که از شانس خوش بنده اتوبوس خراب شد و مجبور شدیم بقیه سفر را با یک تویوتای ون ادامه دهیمکه البته برای من بد هم نشد چون راننده سر میدان جمهوری پیاده ام کرد و از آنجا تا خانه دوستم راهی نبود.روز شنبه 26 فروردین پیش دکتر عالمی رفتم تا فریم ها را دربیاورد و پاهایم را گچ بگیرد. او به من گفته بود که پانصد هزار تومان دستمزد میگیرد. ظهر آن روز یک قرص ترامادول صدمیلی گرمی خوردمو به همراه یکی از دوستانم راهی مطب دکتر شدیم. خانه ای که در آن مستقر بودیم در حوالی تقاطع خیابانهای آذربایجان و خوش بود که تا مطب دکتر عالمی که در خیابان قصرالدشت واقع است پیاده حدود 20 دقیقه راه بود که البته برای من کار سختی نبود. مطب در طبقه اول بود (نه همکف) و میز پذیرش دقیقا در کنار آخرین پله قرار داشت و به همین دلیل منشی دکتر عالمی که یک مرد قوی هیکل بود نمیتوانست پاهای من را ببیند. پس از پرداختن مبلغ ویزیت و حرکت به سمت اتاق انتظاری که در گوشه دیگر سالن واقع شده بود تازه چشم منشی به پاچه های گل و گشاد من افتاد و فهمید که فریم ایلیزاروف روی پایم دارم. از سر جایش بلند شد و دربارۀ عملم پرسید و من برایش توضیح دادم که در روسیه عمل کرده ام و حالا فقط برای برداشتن فریم پیش دکتر عالمی آمده ام و قبلا تلفنی با ایشان هماهنگ کرده ام.پس از مدتی آقای منشی از ما خواست تا به اتاق دکتر برویم و من بدون عصا راهی اتاق شدم در حالیکهمنشی به من زل زده بود. در اتاق دکتر، منشی از من خواست تا روی تخت دراز بکشم و برای من توضیح داد که باید اول سعی کنم روی تخت بنشینم و او هم پاهای من را بلند خواهد کرد و روی تخت خواهد گذاشت. همانطور که داشت حرف میزد رفتم و خیلی راحت روی تخت دراز کشیدم و به او گفتم که برای انجام کارهای روزانه ام هیچ نیازی به کمک ندارم. دکتر پس از حال و احوال از من خواست تا رادیوگرافی ها را به او نشان بدهم. او این بار هم مثل یک ماه پیش رادیوگرافی را برعکس گرفت. در نتیجه به جای قضاوت درباره شکستگی درشت نی من و میزان پر شدن استخوان آن، شروع به قضاوت از روی شکستگی پایینی که مربوط به نازک نی میشود کرد و در حال حرف زدن بود که برایش توضیح دادم که رادیوگرافی را برعکس گرفته است، سپس رادیوگرافی دیگری را برداشت تا نگاه کند ومن هم که به این وضعیت عادت کرده بودم دوباره به او یاد آوری کردم که آنرا نیز برعکس گرفته است.
در نهایت از صحبت های دکتر عالمی متوجه شدم که این گچ پی تی بی که ایشان صحبتش را میکنند علاوه بر ساق، پا را نیز پوشش میدهد و فقط انگشتها از گچ بیرون میمانند. اینجا بود که کمی تردید کردم و دکتر گفت که مریض های ما با این گچ خیلی راحت تر از فریم کنار می آیند و تو که به راحتی با فریم راه میروی با این گچ خیلی راحت تر خواهی بود. من پیش خودم گفتم حداقل الان صندل پایم میکنم و به هر جا بخواهم میروم اما با این گچ حتی نمی توانم چیزی پایم کنم. در نتیجه تصمیم گرفتم تا کمی بیشتر فکر کنم. هنگام بیرون آمدن از مطب،آقای منشی، دکتر را که در حال معاینۀ مریض دیگری بود صدا میکرد و میگفت : "آقای دکتر ببینید چه راحت دارد بی عصا راه میرود!" این مطالب را برای این نمیگویم که برایم هورا بکشید نکته ای در این همه تعجب آقای منشی و تعجب های فروخوردۀ آقای دکتر وجود داشت : آنها هرگز مریضی ندیده بودند که بتواند به راحتی روی پاهایش بایستد چه برسد به اینکه بدون عصا راه برود. و این به خاطر توانایی منحصر به فرد من نبود. در روسیه حداقل یک چهارم از مریضها به توانایی راه رفتن بدون عصا میرسیدند و دیگران هم به راحتی با عصاهایشان در داخل و خارج از بیمارستان آمد و شد میکردند.
از مطب بیرون آمدیم و با دوستم پیاده تا خانۀ او که در تقاطع نواب-امام خمینی قرار داشت رفتیم. این پیاده روی دوم خیلی طول کشید اما اگر هم قرار بود پایم درد بگیرد، مرفینی که در خونم بود اجازه نمیداد که دردی احساس کنم. دو روز در خانه آنها ماندم. زیاد کسی خانه نبود و ماهواره هم نداشتند. حوصله ام سر رفت. کوله پشتی ام را به پشتم انداختم تا به همان خانۀ آذربایجان برگردم. با عصاهایم از خیابان امام گذشتم و از پیاده روهای شلوغ خیابان رودکی به سمت آذربایجان بالا رفتم. این را نیز بگویم که در این مدت متوجه شدم که معلولین ما چقدر در این مملکت احساس تنهایی میکنند. تقریبا هر مسیری را که در پیش بگیری در جاهایی مجبور میشوی تا بازگردی و راه دیگری را امتحان کنی. بعضی وقتها پیاده رو تبدیل میشود به جاده خاکی، گاهی ختم میشود به جوی آب و گاهی یک تغییر ارتفاع 60 سانتی متری جلوی پایت میبینی که همه به راحتی از آن پایین میروند اما تو باید به فکر راه حل دیگری باشی. تازه بگذریم از نگاه های پر از ترحم مردم. بگذریم که وقتی نیازی به کمک نداری بیهوده سعی میکنند تا کمکت کنند یا می ایستند و به عبور تو خیره میشوند اما وقتی که داری از خیابان عبور میکنی به ندرت ماشینی سرعتش را به خاطر تو کم میکند.بگذریم.در میانۀ راه خسته شدم؛ وزن کاپشن و کوله ام زیاد بود به همین دلیل وارد رستورانی شدم تا هم شام بخورم هم خستگی ام در برود و بعد به همان خانه آذربایجانی رفتم. پله هایش زیاد بود اما احساس راحتی بیشتری میکردم. خلاصه یک هفته در تهران ماندم تا دوم اردیبهشت شد یعنی یک روز باقی مانده بود تا شش ماه از عمل من بگذرد. من در شب تولدم وارد بیمارستان الیزاروف شده بودم یعنی دو آبان 1390 و حالا دو اردیبهشت بود. درست شش ماه گذشته بود. شش ماه پر از کارهای باور نکردنی ، پر از نگاههای عاقل اندر سفیه، پر از فشار و استرس و درد. قصد نداشتم تا دوباره به اصفهان بروم و برای در آوردن فریم به تهران برگردم به همین دلیل یک ترامادول دیگر خوردم و پیش دکتر عالمی رفتم. او فریم ها را برایم در آورد و گچ گرفت و همان شب از مطب او یک دربست گرفتم و به ترمینال آرژانتین رفتم و با کمک دوستمسوار اتوبوس شدم. ساعت 4 صبح به اصفهان رسیدم. اما این بار دیگر همه چیز فرق میکرد. با اینکه
زانوهایم آزاد بود به سختی میتوانستم راه بروم و به همین دلیل مجبور شدم تا خواهرم را 4 صبح از خواب بیدار کنم تا با ماشین به دنبالم بیاید. در این چهار روزی که به اصفهان برگشته ام به سختی از جایم تکان میخورم، چه برسد به اینکه بدون عصا راه بروم. هربار که چند قدم راه میروم یکی از تاندون های ساق چپم چنان دردی میگیرد که مجبور میشوم بیشتر وزنم را روی عصاهایم بگذارم. مثل گربه ای شده ام که پاهایش را در پوست گردو فرو کرده باشی. اگر مهارت راه رفتن با عصا را در این مدت نیاموخته بودم، با این گچها هرگز نمیتوانستم قدم از قدم بردارم. وضعیتم اصلا خوب نیست و ترجیح میدهم که از خانه خارج نشوم. از صبح تا شب جلوی تلویزیون مینشینم و فقط برای شستن دست و رو یا توالت رفتن از جایم بلند میشوم. در یک کلام روزی صدبار خدا را شکر میکنم که یک ماه پیش به حرفهای دکتر عالمی گوش نکردم و فریم را در نیاوردم. خب، حداقل حالا فقط مجبورم حدود دو هفته با این وضعیت سر کنم.
1391/02/28
من حدود ده روز است که گچ پایم را باز کرده ام. برای یک هفته خیلی مواظب بودم و همیشه عصا دنبالم بود اما بعد از آن کم کم عصا را کنار گذاشتم و امروز برای اولین بار بعد از حدود هفت ماه بدون عصا از منزل خارج شدم. به چهارباغ رفتم ، یک شلوار جین برای خودم خریدم، پوشیدم و بعد از آن سوار تاکسی شدم و به منزل اقوام رفتم.
این اولین باری بود که مجبور نشدم پاچه شلوارم را تو بگذارم. به زودی یک پست مفصل همراه با عکس در وبلاگ میگذارم.
چهاردهم فروردین ۱۳۹۱ پنج ماه و ده روز بعد از عمل
در حال حاضر چیز زیادی برای گفتن نیست. کسالت است و روزهای متوالی و شوق دویدن کنار زاینده رودی که دوباره پر آب شده. فقط باید صبر کنم تا استخوانم کاملا سفت و محکم شود و فریم ها را بردارم. همان طور که در قسمت ششم خاطرات گفتم پس از مشورت با دکتر عالمی تصمیم گرفتیم یکی از پین ها را که مشکوک بود در بیاوریم و یکی دیگر را هم آقای عفت پرور محکم کرد چونکه خونریزی داشت. بعد از آن قضیه که مربوط میشد به چهارشنبه سوری به اصفهان برگشتم و به مدت 9 روز سفالکسین مصرف کردم تا خیالم از عفونت راحت شود. در حال حاضر تقریبا همه پین های من خشک و بدون ترشح هستند.
راه رفتن من هم تقریبا بدون عصا شده است. در خانه که هستم بدون عصا راه میروم ، آشپزی میکنم و غیره. اما بیرون از خانه عصاهایم را همراه خودم میبرم چون برای مسافت های طولانی به آنها نیاز دارم و اینکه فکر نمیکنم راه رفتن بدون عصا چیز چندان خوبی باشد. دلیل این حرفم هم این است که بدون عصا شبیه مامان بزرگها راه میروم و حالت طبیعی بدنم به هم میخورد اما با عصا کاملا نرمال هستم.
یک هفتۀ دیگر صبر خواهم کرد و بعد از آن یک رادیولوژی از پاهایم میگیرم تا ببینم استخوانم کاملا سفید شده یا نه. اگر در برداشتن فریم عجله کنم علاوه بر اینکه امکان شکستگی هست به احتمال زیاد کمی از قدی را که به دست آورده ام را از دست میدهم (مثلا 5یا 6 میلیمتر) پس بهتر است صبر کنم تا استحکام استخوانم به 100 درصد برسد و بعد از آن فریم را بردارم.
در مدت اخیر از قد جدید خودم خیلی لذت برده ام و خیلی احساس خوبی دارم و مطمئنم بعد از برداشتن فریم ها این احساس چند برابر خواهد شد. مدت دو ماه است که یک مسکن هم مصرف نکرده ام و دردی هم ندارم که نیاز به مسکن داشته باشم. چیز دیگری به ذهنم نمیرسد
قسمت اول : http://afzayesh.blogfa.com/page/diary.aspx
قسمت دوم: http://afzayesh.blogfa.com/page/diarya.aspx
قسمت سوم: http://afzayesh.blogfa.com/page/diaryb.aspx
قسمت چهارم: http://afzayesh.blogfa.com/page/diaryc
قسمت پنجم: http://afzayesh.blogfa.com/page/diaryd.aspx
قسمت ششم: http://afzayesh.blogfa.com/page/diaryf.aspx
تاریخ عمل: سه شنبه 3 آبان ماه 1390
قد پیش از عمل: 168
هدف: 6 سانتیمتر
نام دکتر : کنستانتین ناویکف
تعدادی عکس به مطالب افزوده شده است.
افرادی که خواستار مشاوره حضوری دربارۀ بایدها و نباید های قبل و بعد از عمل، دکترهای خارجی و داخلی و . . . هستند میتوانند به من ایمیل بدهند. ایمیل من در پروفایل مدیر وبلاگ موجود است. هزینه مشاوره جلسه اول مبلغ پنجاه هزار تومان و جلسات بعدی بیست و پنج هزار تومان می باشد.
روش ایلیزاروف
این روش اصلی افزایش عضو است که به وسیله دکتر روسی گبریل ابرامویچ ایلیزارف در دهه 1950 ابداع شد. دیگر تکنیک ها نیز برپایه همین روش بنیان گذاشته شده اند.
معمولا درشت نی و نازک نی هر دو پا را شکسته و سپس فریم ایلیزاروف را به دو سوی استخوان شکسته وصل میکنند. این فریم بوسیله پین هایی به استخوان وصل میشود. این پین ها از طریق سوراخ های کوچکی که در پای بیمار ایجاد شده اند وارد پا میشوند.
این فریم دارای پیچهایی است که باید چرخانده شوند تا استخوان ها را به میزان بسیار کمی در روز از هم دور کنند. استخوان ها در فضای خالی رشد خواهند کرد و به این بخش از کار distractionمیگویند که به این معناهاست : دخالت، مزاحم شدن، کشیدن و . . .
بعد از پایان مرحلۀ distraction باید به استخوان مهلت داده شود تا قوی شود و به این مرحله consolidation می گویند که به معنای محکم شدن و یکی شدن است. این مرحله از 3 ماه تا یکسال طول میکشد و باید مراقبت به عمل آورده شود تا استخوان تازه ونرم دوباره نشکند و به همین دلیل فریم باید روی ساق بیمار باقی بماند. مدت زمان کلی ماندن دستگاه بسته به دکتر های مختلف و میزان افزایش متفاوت است برای مثال در روسیه این زمان برای 6-7 سانتیمتر حدود 7 ماه است و دکتر سلامه در سوریه توصیه می کند که فریم اش مدت زمان بیشتری روی ساق بیمار باقی بماند و بعد از برداشتن فریم اقدام به گچ گرفتن پا نمیکند(در این مورد کاملا مطمئن نیستم) البته او از دستگاه کوچکتری نسبت به دستگاه اصلی ایلیزاروف استفاده میکند که تحمل آن راحت تر است. میتوانید تصویر آنرا در سایت او که در قسمت پیوندهای وبلاگ آمده ببینید.
بعد از consolidation استخوان به قوت استخوان اصلی و بلندتر خواهد بود.
اگرچه که این روش وحشیانه به نظر میرسد و مستلزم فرو رفتن پین ها به درون گوشت و پوست بیمار به مدت طولانی است اما سابقۀ موفقیت آمیز طولانی ای دارد و از دیگر روش ها ارزان تر است. مرکز ایلیزاروف در روسیه سابقه ای طولانی در این روش دارد.
درمطالب بعدی دربارۀ دیگر روش های خارجی و همچنین روشهای داخلی خواهم نوشت.

Gavriil Abramovich Ilizarov
1. آیا ممکن است با استفاده از قرص و مواد شیمیایی بلند تر شوم؟
نه. مطلقا ممکن نیست. اگر رشد شما متوقف شده باشد صفحات استخوانی بدنتان بسته شده و این امر جلوی رشد بیشتر را می گیرد. هر شرکتی که ادعا میکند می تواند با هر راهی غیر از عمل جراحی، شما را بلندتر کند، قصدش چیزی نیست جز به جیب زدن پول شما.
2. عمل افزایش قد چگونه کار می کند؟
این عمل با شکستن یک یا چند استخوان شروع می شود و سپس دو قسمت جدا شده ی استخوان را به آرامی از هم دور میکنند. معمولا میزان این دور کردن به چند بار در روز تقسیم می شود. مثلا برای افزایش 0/80 میلی متر در روز، هر 6 ساعت یکبار 0/20 یعنی یک پنجم میلی متر دو قسمت را از هم دور میکنند.
استخوان در این شرایط شروع به بازسازی میکند و قسمت خالی را پر میکند. استخوان جدید تا بیش از یک سال بعد سفت و محکم نمی شود اما بعد از چند ماه بیمار قادر است دوباره قدم بردارد.
اصول کلی این عمل را پروفسور ایلیزاروف در روسیه ابداع کرد و فریم خارجی استاندارد این عمل یا عمل صاف کردن استخوان ها به نام او فریم ایلیزاروف خوانده میشود که تصویر آن را مشاهده می کنید.
![]()
3. عمل افزایش چقدر اجازه ی رشد به من می دهد؟
برای مقاصد زیبایی بیشتر جراحان حداکثر میزان افزایش در یک عضو را 5سانتی متر میدانند اما تا 12 سانتی متر هم با برخی از تکنیک ها امکان پذیر است.
افزایش بیش از حد علاوه بر به هم خوردن تناسب بدن و بد ریخت شدن بیمار میتواند منجر مشکلاتی از جمله آرتروز زودرس ، ضعف استخوانی و تحلیل رفتن عضله بشود.
این وبلاگ به پیروی از بسیاری از افراد متخصص و آگاه افزایش بیش از 10 سانتی متر را به هیچ کس توصیه نمی کند. که آن هم می بایست بین ساق و ران تقسیم شود. اگرچه برخی افراد توانسته اند بدون داشتن مشکلات بزرگ 7.5سانتی متر در یک عضو افزایش دهند.
4. در کدام قسمت پا می توان افزایش را انجام داد؟
هر دو قسمت ران و ساق. اما بیشتر تکنیک ها به خاطر ریسک کمتر ساق روی این قسمت متمرکز میشوند.
5. آیا عمل افزایش درد دارد؟
بله! حتما. اما در بیشتر موارد می توان درد را با مسکن ها و تراپی های مختلف مدیریت کرد.
بعضی افراد آنقدر درد برایشان غیر قابل تحمل می شود که افزایش را متوقف می کنند بعضی هم میزان کمی از درد و ناراحتی را تجربه می کنند.
در کل روش های داخلی از روش های خارجی کم درد تر اند اما هیچ روش بدون دردی برای عمل افزایش وجود ندارد.
1. عمل افزایش چقدر طول می کشد؟
افزایش 5سانتی متر برای یک فرد برگسال و سلامت حدود شش ماه طول می کشد تا دوباره بتواند راه برود.
برای بعضی بیشتر طول میکشد. برای کسانی که به طور خاص سلامت و متناسب هستند و تحمل دردشان هم بالاست این دروه ممکن است کوتاه تر شود.
با اینکه استخوان می تواند تا 1 میلی متر در روز بازسازی شود، عضلات، رگها، اعصاب و تاندون ها بسیار آرامتر رشد می کنند به همین خاطر میزان توصیه شده ی افزایش برای یک بزرگسال سلامت در یک روز 666/0 میلی متر است.
بعضی از دکترها اجازه ی افزایش تا 1 میلی متر در روز را هم می دهند که البته مشکلات عضلات و تاندون ها در این آهنگ افزایش شایع خواهد بود، مخصوصا مشکلات در زانوها و قوزک پا.
2. آیا میتوان ساق و ران را با هم افزایش داد؟
از نظر تکنیکی امکان دارد اما این کار شدیدا نهی می شود.
دکتر های بسیار کمی حاضر می شوند تا ساق و ران را با هم عمل کنند و در بعضی موارد نتایج وحشتناکی به دست آمده است. گاهی سالها طول می کشد تا بیمار ریکاوری شود.
3. آیا این عمل خطر دارد؟
همه ی عمل های جراحی زیبایی مقداری ریسک را به همراه دارند و دکتر می بایست قبل از عمل کاملا مطمئن باشد که بیمار از خطرات و مشکلات بالقوه این عمل کاملا آگاه است.
با اینکه گزارشات بسیار کمی از آسیب های جدی یا قطع عضو وجود دارند اما چنین مسائلی هم در این عمل امکان پذیر هستند.
4. این عمل چقدر خرج دارد؟
خرج کامل برای یک عمل به میزان 5سانتی متر حدودا بین 13میلیون تومان تا 130میلیون تومان خواهد بود که بسته به فاکتورهای مختلف متفاوت است.
5. بهترین دکتر افزایش دهنده در جهان کیست؟
این پرسش هیچ پاسخی ندارد، بهترین دکتر برای هر فرد با توجه به شرایط و امکانات او متفاوت است.
6. بهترین روش افزایش کدام روش است؟
این پرسش هیچ پاسخی ندارد، بهترین روش برای هر فرد با توجه به شرایط و امکانات او متفاوت است.
روش LENGTHENING OVER NAILS (LON)
ترکیبی از روش داخلی و روش خارجی است، در این روش از یک فیکساتور خارجی (عکس آن در وبلاگ موجود است) و یک میلۀ داخلی استفاده میشود که هر دو، همزمان روی پا و داخل استخوان پا کار گذاشته میشوند.
این روش برای اولین بار در سال 1990 توسط دکتر پیلی (Dr.Paley) و دکتر هرزنبرگ (Dr.Herzenberg) در مریلند آمریکا با موفقیت انجام شد. در این روش دورۀ افزایش عیناً مانند دورۀ افزایش در روش سنتی ایلیزاروف است اما بعد از دورۀ افزایش، فریم یا همان فیکساتور خارجی از روی پای بیمار برداشته میشود و میلۀ داخل پا نقش حمایت از استخوان را دربرابر فشارهای ناشی از وزن بدن ایفا میکند. و برخلاف روش سنتی دیگر نیازی نیست که بیمار تا پایان دورۀ محکم شدنِ استخوان، فریم را روی پایش تحمل کند.
بعد از محکم شدن و جوش خوردن کامل استخوان، میله ها از پا خارج میشوند. وبیمار پس از مدت کوتاهی بعد از خارج کردن میلهها قادر به راه رفتن است.
تفاوت این روش با روش LATN که مخفف (lengthening and then nailing) است، این است که در روش دوم بعد از برداشتن فریم میله ها را در فضای داخل استخوان کار میگذارند.
این دو روش به بیمار اجازه میدهند تا زودتر به زندگی زودمره بازگردد وکمتر دچار کسالت و افسردگی های روش سنتی ایلیزاروف شود. هزینۀ آن هم نسبت به روش سنتی بیشتر است. بعلاوه بیمار مجبور است بعد از مدتی (بین یک تا دو سال) دوباره به بیمارستان بازگردد تا میله ها را خارج کند.
برای تقریب به ذهن خوانندگان عزیز باید بگویم در ایران به این میله ها پلاتین میگویند و در سطح وسیعی برای کسانی که به خاطر تصادف استخوانشان خرد شده از آنها استفاده میشود.
همانطور که قول داده بودم امروز مطالبی را دربارۀ دکتر اسماعیلاف مینویسم
این آقا در اصل گرجستانی هست و در زمانی که روسیه هنوز شوروی بود در اتحاد جماهیر شوروی درس خوانده . اینکه می گویند او اصلا دکتر نیست و سواد ندارد کاملاً دروغ است. او در مرکز ایلیزاروف روسیه دوره دیده است. این مرکز جایی است که تقریباً همۀ دکترهای فعال در زمینۀ افزایش قد در جهان مدتی برای دوره دیدن به انجا رفته اند. طبق اطلاعات من ایشان به مدت 4 سال در این مرکز به عنوان جراح کار کرده اند. خود او میگوید که شاگرد اول بوده و سوگلی دکترایلیزاروف بوده و از این حرفها، که من دربارۀ این ادعاها اطلاعاتی ندارم و به نظرم دروغ میآید.
اما آیا این کافی است تا پاهایمان را به دستان او بسپاریم؟
طبق نظر خود او: "يكي از مهمترين كارها مراقبتهاي بعد از عمل است كه به مهارت پزشكي بستگي دارد و نكات مهم و ظريفي دارد كه بيشتر پزشكان كه خودسرانه اين عمل را انجام ميدهند، نميدانند."
اما این آقای عزیز دقیقاً همین کار را با شما میکند. فردای روز عمل میرود و شما را رها میکند به امان خدا. بنده از چند نفر از بیماران او شنیدم که دکتر اسماعیل اف بعد از عمل به سفر خارج رفته و پس از گذشت چند ماه بازنگشته است. در صورتی که در این عمل شما باید دسترسی به دکترتان داشته باشید. یکی از بیماران او برای حل مشکلات پس از عملش مجبور شده بود به دکتر دیگری که در ایتالیا دوره دیده بود مراجعه کند.
موضوع دیگر این است که . . .
ادامه مطلب

