قیمت روبل شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۰۶ 11:38
سلام دوستان عزیز

به دلیل مشکلی که برای وبسایت بلاگفا پیش آمده بود در 5 هفتۀ گذشته دسترسی مدیران کلیۀ وبلاگها به وبلاگشان قطع بود. خوشبختانه این مشکل حالا رفع شده است و من میتوانم مطلبی را که مدتی است قصد نوشتن آنرا داشتم، بنویسم. اما مشکل اینجاست که به نظر میرسد تعدادی از مطالب پیشین وبلاگ از بین رفته اند و نیاز به بازنویسی دارند.

و اما مطلبی که میخواستم بگویم:

کسانی که برای عمل در روسیه تحقیق میکرده اند باید بدانند که میتوان هزینه ها را بجای دلار با روبل پرداخت کنند. و قیمت روبل روسیه به دلیل تحریمهایی که علیه این کشور وضع شده است تقریبا نصف شده است. این اتفاق یعنی یک فرصت مناسب برای متقاضیان عمل در مرکز ایلیزاروف. برای مثال، اگر قبلا 60 میلیون تومان برای عمل نیاز داشتید الان احتمالا با 35 میلیون تومان میتوانید کلیۀ هزینه ها را بپردازید.

موفق باشید

نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

لطفا به تاریخ پست ها دقت کنید سه شنبه ۱۳۹۲/۰۸/۱۴ 17:13
لطفا دقت کنید که بعضی از پست های این وبلاگ قبل از عمل یعنی قبل از آبان ۱۳۹۰

بعضی از آنها در حین عمل و نصب بودن فریم روی پا یعنی از آبان ۱۳۹۰تا اردیبهشت ۱۳۹۱

و بالاخره بعضی از پست ها بعد از تمام شدن کلیه مراحل عمل یعنی از خرداد ۱۳۹۱

نوشته شده اند.

این ترتیب ممکن است در نمایش دادن این پست ها در وبلاگ رعایت نشده باشد  اما تاریخ هر پست در بالای آن درج شده و قابل مشاهده است.

 اگر تازه با این عمل یا با این وبلاگ آشنا شده اید پیشنهاد من این است که به پایین صفحه بروید و از آخرین مطلبی که در همین صفحۀ نخست نوشته شده شروع کنید و به بالا بیایید. اگر این ترتیب رعایت شود میتوانید مطمئن باشید که از اطلاعات اساسی شروع میکنید و به اطلاعات جزئی تر و مفصل تر میرسید.


نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

توضیحات اضافه سه شنبه ۱۳۹۲/۰۳/۲۱ 18:36

خوانندۀ عزیز 

قبلا گفته ام و باز هم میگویم که در ایران عمل نکنید! تا جایی که بنده میدانم، دکترهای ایران فاقد دانش و تخصص و تجربه و ابزار لازم در این زمینه هستند.

این عمل، بسیار خطرناک، حساس، وقتگیر و نیازمند پول زیاد است (مخصوصا با نرخ های جدید ارز) و هیچ راه میانبری وجود ندارد.

هر راه میانبری بهایش سلامتی شماست. اگر شرایط این عمل را ندارید دنیا به آخر نرسیده، خودتان را گول نزنید و از این عمل صرف نظر کنید.

 

نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

http://afzayesh.persiangig.com/image/ll.jpg

http://afzayesh.persiangig.com/image/th.jpg

http://afzayesh.persiangig.com/image/DSC00581.JPG

http://afzayesh.persiangig.com/image/DSC00593.JPG

http://afzayesh.persiangig.com/image/DSC00634.JPG

http://afzayesh.persiangig.com/image/DSC00636.JPG

http://afzayesh.persiangig.com/image/DSC00721.JPG

http://afzayesh.persiangig.com/image/DSC00723.JPG

http://afzayesh.persiangig.com/image/DSC00724.JPG

در یک فرصت مناسب عکسهای بیشتر و توضیحات لازمه را برای عکس ها اضافه میکنم. شاید ویدیو هم آپلود کردم.

خدا پدر موسسین این سابت پرشین گیگ را بیامرزاد


http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://afzayesh.persiangig.com/video/MOV00547.MP


http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://afzayesh.persiangig.com/video/MOV00663.MP

دو ویدئو آپلود کرده ام یکی مربوط به هفته های ابتدایی بعد از عمل است که هنوز خون مردگی روی ساق هایم وجود دارند و ران هایم زیاد تحلیل نرفته اند. یکی مربوط به زمانی است که به ایران برگشته بودم و با دوستانم به پارک رفته بودم که یعنی حدود 6 ماه بعد از عمل(با فریم). 

نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

فهرست مطالب دوشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۰۱ 15:11

/**/

امروز به لینکی در گوگل برخوردم که فکر میکنم برای خوانندگان مفید باشد.اخیرا متوجه شده ام که دوستان در پیدا کردن بعضی از مطالب وبلاگ با مشکل مواجه میشوند.  و حق هم دارند چون اینجا یک سایت نیست و وبلاگ است و قسمتهای متعددی دارد که بدون نظم در کنار هم قرار گرفته اند. شاید این لینک کمی کمک کند:

http://afzayesh.blogfa.com/posts/


/**/

این هم لینک خاطرات من از عمل در روسیه:

http://afzayesh.blogfa.com/post-39.aspx

به علاوه از افرادی که نظراتشان در میان صد و اندی نظری که ذیل خاطرات بود و ناخواسته پاک کردم  معذرت میخواهم.

نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

اوضاع روبراه است شکر خدا یکشنبه ۱۳۹۱/۰۶/۲۶ 20:2

 بیست و ششم شهریور1391

هنوز یک ماه و چندی تا سالروز عمل من یعنی سه آبان 1390 مانده است. هیچ وقت شبی را که به قصد شکستن چهارتا از استخوانهای سالمم روی تخت بیمارستان خوابیدم از یاد نمیبرمشب تولدم هم بود. منظورم تولد دوباره و این حرفها نیست، واقعا تولدم بودپرستار دستی روی پاهایم کشید، مورمورم شد و خوشم آمد. چیزی به روسی گفت و دیگری ترجمه کرد که: "هنوز پاهایت مو دارد، باید کاملا شیو کنی". میخواستم موهای پاهایم را ماشین کنم اما نشد، گفتند باید تیغ بزنی. جالب این که فردا صبح قرار بود استخوانهایم را بشکنند اما من دوست نداشتم موهای پایم را تیغ بزنم.

امروز من بدون هیچ مشکلی میتوانم به آهستگی اما در مسافتی بسیار کوتاه بدوم. اگر کمی مسافت طولانی شود ماهیچه هایم درد میگیرد. به غیر از این خیلی وقت است که دردی ندارم، حسابش از دستم در رفته. هنوط تاندون هایم مخصوصا در قسمت آشیل پا کوتاهند و نمیتوانم سرپا بنشینم. درد کوچکی که هر از گاهی در پای چپم احساس میکردم حالا خیلی به ندرت سراغم را میگیرد. خلاصه من تقریبا همان آدم قبلی هستم اما 5.5 سانتی منر بلندتر و امیدوارم که در کمتر از سه ماه دیگر عضلات و تاندونهایم مثل قبل از عمل منعطف شوندحتی حالش را نداشته ام بروم یک عکس از پایم بگیرم ببینم نازک نی هایم که موقع برداشتن فریم هنوز جوش نخورده بودند حالا در چه حال اند. بگذریم.

من از وضعیت کنونی ام کاملا راضی ام. اما یادتان باشد چرخاندن پیچها در حین افزایش کار سختی نیست. مخصوصا که ترامادول هم در اختیارتان باشد. پس اگر عمل کردید زیاد طمع نکنید و هی این پیچهای وامانده را نچرخانید. اگر دکتری به شما گفت من به راحتی پای شما را تا 10 سانتی متر افزایش میدم تعجب نکنید و نگویید: عجب مرد خبره ایست!. بعد از عمل شما هستید و یک عدد آچار! دیگر برای آن دکتری که شما را عمل کرده فرقی نمیکند که شما این پیچ ها را چقدر بچرخانید. اما برای شما فرق خواهد کرد. هزینه اش را شما باید بپردازید. یادتان باشد که من بدن آماده ای داشتم و بین 5.5 تا 6 سانتی متر افزایش دادم و همه کارهایی را که باید، کردم. اما هنوز تاندونهایم کوتاه است. هنوز آشیل من خودش را با وضعیت جدید سازگار نکرده است. هنوز نمیتوانم بدوم یا دو زانو بنشینم. سخن کوتاه، مواظب خودتان باشید.

پاورقی: دوستان عزیزم لطفا نظرات تان را به صورت خصوصی ارسال نکنید تا من بتوانم در همین وبلاگ جوابشان را بدهم.

نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

خوانندگان عزیز

1- مطالب وبلاگ را بخوانید بعد هی سوال بپرسید و ایمیل بزنید. اگر حوصله خواندن ندارید چطور فکر میکنید حوصله چنین عملی را دارید؟ بنده از جایی حقوق نمیگیرم که هر روز بنشینم و جواب سوالات تکراری را بدهم. یک بار نوشته ام و فکر میکنم همان کافی است.

2- به هیچ کس اعتماد نکنید. سعی کنید واقعیت های علمی را بررسی کنید و بر پایۀ آن انتخابهای خود را انجام دهید. آن مشاوره ای هم که من گذاشته ام برای باز کردن دید شما برای همین واقعیت های علمی است. برای اینکه بدانید قبل از عمل چکار کنید و در سه ماهه حساس بعد از عمل چکار کنید. نه اینکه مثلا آدرس یک دکتری را قایم کرده باشم برای مشاوره حضوری!

هر دکتری که میشناسم اسمش را در وبلاگ برده ام البته منظورم دکترهای ایرانی است.

3- حالا فرض کنید که من یک دکتر را در مشاوره حضوری به شما معرفی کنم که در وبلاگ نیامده باشد. چرا باید به من اعتماد کنید؟ حدود دو ماه پیش یکی از دوستان با من تماس گرفت و گفت که دکتری هست که برای معرفی هر فرد 2 میلیون پورسانت میدهد، بیا مشتری ها را به پیش او بفرستیم و نفری یک میلیون تومان سود کنیم. با چنین شرایطی چرا باید چشم بسته به حرف یک نفر (حالا هر کسی) اطمینان کنید؟

4- این عمل پول میخواهد و در حدود یک سال از زندگیتان شما را درگیر خود میکند. اگر پول یا وقت کافی را ندارید، این عمل را حداقل به صورت موقتی فراموش کنید. راه میانبری وجود ندارد. تمام راههای میانبر منجر به پشیمانی بی حد و حصری برای شما خواهند شد.

موفق باشید دوستان من

 

نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

بار قبلی که از اصفهان به تهران آمدم یعنی شب چهارشنبه سوری، هم با دکتر عالمی دیدار کردم و هم با آقای عفت پرور. هر دوی آنها از نحوۀ راه رفتن من شگفت زده بودند و البته سعی میکردند که زیاد به روی خودشان نیاورند. آقای عفت پرور گفت که در حدود 25 فروردین ماه آماده خواهم بود تا فریم را از روی پایم بردارم و نیازی هم به گچ نیست اما آقای عالمی معتقد بود که فریم باید تا سه ماه دیگر روی پای من باقی بماند و البته پیشاپیش بگویم که هر دو نفر در اشتباه بودند. دکتر عالمی چند بار به من پیشنهاد داد که:"بیا در همین روزها این فریم را برداریم و پایت را گچ بگیریم." اما من برایش توضیح دادم که طبق پیش بینی شما سه ماه دیگر تا پایان راه، باقی مانده است و اصلا عاقلانه نیست که پاها را سه ماه در گچ قرار دهم. عوارض بسیاری بعد از آن سه ماه در انتظار من خواهند بود اما فریم الیزاروف از آن عوارض جلوگیری میکند. آقای عالمی این طور پاسخ داد که: "گچی که من میگیرم به روش پی تی بی است و باعث بیحرکت شدن زانو نمیشود و شما هم به راحتی با آن راه میروید." البته جواب من مشخص بود: "من همین الان هم به راحتی با فریم الیزاروف راه میروم" و ترجیح میدهدم تا به اصول ایلیزاروف پایبند بمانم. با این اوصاف به اصفهان بازگشتم تا یک ماه دیگر هم منتظر نتایج رادیوگرافی هایم باقی بمانم. در آن روز تقریبا برایم روشن بود که تا بیست و پنج فروردین همه چیز تمام نخواهد شد و مجبور هم نخواهم بود آنطور که دکتر عالمی گفته تا خرداد و تیر منتظر بمانم. به همین دلیل با توجه به نتایجی که در رادیوگرافی ها میدیدم تا هفتۀ پایانی فروردین صبر کردم.

صبحجمعه 25 فرودین پس از یک شب زنده داری طولانی با دوستانم، آنها من را به ترمینال آوردند و من رفتم تا اولین سفر اتوبوسی بعد از عمل ام را شروع کنم .کمی نگران بودم چون در سفر قبلی به همراهم دوستانم و با ماشین شخصی و با پاهای دراز کشیده روی صندلی عقب و بالش و غیره آمده بودم اما این بار من بودم یک صندلی و 7 ساعت راه. البته در این مدت خیلی قوی تر شده بودم و از این بابت تا حدی خیالم راحت بود. تقریبا تمام طول سفر را خوابیدم تا فرودگاه بین المللی امام یعنی جایی که از شانس خوش بنده اتوبوس خراب شد و مجبور شدیم بقیه سفر را با یک تویوتای ون ادامه دهیمکه البته برای من بد هم نشد چون راننده سر میدان جمهوری پیاده ام کرد و از آنجا تا خانه دوستم راهی نبود.روز شنبه 26 فروردین پیش دکتر عالمی رفتم تا فریم ها را دربیاورد و پاهایم را گچ بگیرد. او به من گفته بود که پانصد هزار تومان دستمزد میگیرد. ظهر آن روز یک قرص ترامادول صدمیلی گرمی خوردمو به همراه یکی از دوستانم راهی مطب دکتر شدیم. خانه ای که در آن مستقر بودیم در حوالی تقاطع خیابانهای آذربایجان و خوش بود که تا مطب دکتر عالمی که در خیابان قصرالدشت واقع است پیاده حدود 20 دقیقه راه بود که البته برای من کار سختی نبود. مطب در طبقه اول بود (نه همکف) و میز پذیرش دقیقا در کنار آخرین پله قرار داشت و به همین دلیل منشی دکتر عالمی که یک مرد قوی هیکل بود نمیتوانست پاهای من را ببیند. پس از پرداختن مبلغ ویزیت و حرکت به سمت اتاق انتظاری که در گوشه  دیگر سالن واقع شده بود تازه چشم منشی به پاچه های گل و گشاد من افتاد و فهمید که فریم ایلیزاروف روی پایم دارم. از سر جایش بلند شد و دربارۀ عملم پرسید و من برایش توضیح دادم که در روسیه عمل کرده ام و حالا فقط برای برداشتن فریم پیش دکتر عالمی آمده ام و قبلا تلفنی با ایشان هماهنگ کرده ام.پس از مدتی آقای منشی از ما خواست تا به اتاق دکتر برویم و من بدون عصا راهی اتاق شدم در حالیکهمنشی به من زل زده بود. در اتاق دکتر، منشی از من خواست تا روی تخت دراز بکشم و برای من توضیح داد که باید اول سعی کنم روی تخت بنشینم و او هم پاهای من را بلند خواهد کرد و روی تخت خواهد گذاشت. همانطور که داشت حرف میزد رفتم و خیلی راحت روی تخت دراز کشیدم و به او گفتم که برای انجام کارهای روزانه ام هیچ نیازی به کمک ندارم. دکتر پس از حال و احوال از من خواست تا رادیوگرافی ها را به او نشان بدهم. او این بار هم مثل یک ماه پیش رادیوگرافی را برعکس گرفت. در نتیجه به جای قضاوت درباره شکستگی درشت نی من  و میزان پر شدن استخوان آن، شروع به قضاوت از روی شکستگی پایینی که مربوط به نازک نی میشود کرد و در حال حرف زدن بود که برایش توضیح دادم که رادیوگرافی را برعکس گرفته است، سپس رادیوگرافی دیگری را برداشت تا نگاه کند ومن هم که به این وضعیت عادت کرده بودم دوباره به او یاد آوری کردم که آنرا نیز برعکس گرفته است.

در نهایت از صحبت های دکتر عالمی متوجه شدم که این گچ پی تی بی که ایشان صحبتش را میکنند علاوه بر ساق، پا را نیز پوشش میدهد و فقط انگشتها از گچ بیرون میمانند. اینجا بود که کمی تردید کردم و دکتر گفت که مریض های ما با این گچ خیلی راحت تر از فریم کنار می آیند و تو که به راحتی با فریم راه میروی با این گچ خیلی راحت تر خواهی بود. من پیش خودم گفتم حداقل الان صندل پایم میکنم و به هر جا بخواهم میروم اما با این گچ حتی نمی توانم چیزی پایم کنم. در نتیجه تصمیم گرفتم تا کمی بیشتر فکر کنم. هنگام بیرون آمدن از مطب،آقای منشی، دکتر را که در حال معاینۀ مریض دیگری بود صدا میکرد و میگفت : "آقای دکتر ببینید چه راحت دارد بی عصا راه میرود!" این مطالب را برای این نمیگویم که برایم هورا بکشید نکته ای در این همه تعجب آقای منشی و تعجب های فروخوردۀ آقای دکتر وجود داشت : آنها هرگز مریضی ندیده بودند که بتواند به راحتی روی پاهایش بایستد چه برسد به اینکه بدون عصا راه برود. و این به خاطر توانایی منحصر به فرد من نبود. در روسیه حداقل یک چهارم از مریضها به توانایی راه رفتن بدون عصا میرسیدند و دیگران هم به راحتی با عصاهایشان در داخل و خارج از بیمارستان آمد و شد میکردند.

از مطب بیرون آمدیم و با دوستم پیاده تا خانۀ او که در تقاطع نواب-امام خمینی قرار داشت رفتیم. این پیاده روی دوم خیلی طول کشید اما اگر هم قرار بود پایم درد بگیرد، مرفینی که در خونم بود اجازه نمیداد که دردی احساس کنم. دو روز در خانه آنها ماندم. زیاد کسی خانه نبود و ماهواره هم نداشتند. حوصله ام سر رفت. کوله پشتی ام را به پشتم انداختم تا به همان خانۀ آذربایجان برگردم. با عصاهایم از خیابان امام گذشتم و از پیاده روهای شلوغ خیابان رودکی به سمت آذربایجان بالا رفتم. این را نیز بگویم که در این مدت متوجه شدم که معلولین ما چقدر در این مملکت احساس تنهایی میکنند. تقریبا هر مسیری را که در پیش بگیری در جاهایی مجبور میشوی تا بازگردی و راه دیگری را امتحان کنی. بعضی وقتها پیاده رو تبدیل میشود به جاده خاکی، گاهی ختم میشود به جوی آب و گاهی یک تغییر ارتفاع 60 سانتی متری جلوی پایت میبینی که همه به راحتی از آن پایین میروند اما تو باید به فکر راه حل دیگری باشی. تازه بگذریم از نگاه های پر از ترحم  مردم. بگذریم که وقتی نیازی به کمک نداری بیهوده سعی میکنند تا کمکت کنند یا می ایستند و به عبور تو خیره میشوند اما وقتی که داری از خیابان عبور میکنی به ندرت ماشینی سرعتش را به خاطر تو کم میکند.بگذریم.در میانۀ راه خسته شدم؛ وزن کاپشن و کوله ام زیاد بود به همین دلیل وارد رستورانی شدم تا هم شام بخورم هم خستگی ام در برود و بعد به همان خانه آذربایجانی رفتم. پله هایش زیاد بود اما احساس راحتی بیشتری میکردم. خلاصه یک هفته در تهران ماندم تا دوم اردیبهشت شد یعنی یک روز باقی مانده بود تا شش ماه از عمل من بگذرد. من در شب تولدم وارد بیمارستان الیزاروف شده بودم یعنی دو آبان 1390 و حالا دو اردیبهشت بود. درست شش ماه گذشته بود. شش ماه پر از کارهای باور نکردنی ، پر از نگاههای عاقل اندر سفیه، پر از فشار و استرس و درد.  قصد نداشتم تا دوباره به اصفهان بروم و برای در آوردن فریم به تهران برگردم به همین دلیل یک ترامادول دیگر خوردم و پیش دکتر عالمی رفتم. او فریم ها را برایم در آورد و گچ گرفت و همان شب از مطب او یک دربست گرفتم و به ترمینال آرژانتین رفتم و با کمک دوستمسوار اتوبوس شدم. ساعت 4 صبح به اصفهان رسیدم. اما این بار دیگر همه چیز فرق میکرد. با اینکه

زانوهایم آزاد بود به سختی میتوانستم راه بروم و به همین دلیل مجبور شدم تا خواهرم را 4 صبح از خواب بیدار کنم تا با ماشین به دنبالم بیاید. در این چهار روزی که به اصفهان برگشته ام به سختی از جایم تکان میخورم، چه برسد به اینکه بدون عصا راه بروم. هربار که چند قدم راه میروم یکی از تاندون های ساق چپم چنان دردی میگیرد که مجبور میشوم بیشتر وزنم را روی عصاهایم بگذارم. مثل گربه ای شده ام که پاهایش را در پوست گردو فرو کرده باشی. اگر مهارت راه رفتن با عصا را در این مدت نیاموخته بودم، با این گچها هرگز نمیتوانستم قدم از قدم بردارم. وضعیتم اصلا خوب نیست و ترجیح میدهم که از خانه خارج نشوم. از صبح تا شب جلوی تلویزیون مینشینم و فقط برای شستن دست و رو یا توالت رفتن از جایم بلند میشوم. در یک کلام روزی صدبار خدا را شکر میکنم که یک ماه پیش به حرفهای دکتر عالمی گوش نکردم و فریم را در نیاوردم. خب، حداقل حالا فقط مجبورم حدود دو هفته با این وضعیت سر کنم.




1391/02/28 


من حدود ده روز است که گچ پایم را باز کرده ام. برای یک هفته خیلی مواظب بودم و همیشه عصا دنبالم بود اما بعد از آن کم کم عصا را کنار گذاشتم و امروز برای اولین بار بعد از حدود هفت ماه بدون عصا از منزل خارج شدم. به چهارباغ رفتم ، یک شلوار جین برای خودم خریدم، پوشیدم و بعد از آن سوار تاکسی شدم و به منزل اقوام رفتم.

این اولین باری بود که مجبور نشدم پاچه شلوارم را تو بگذارم. 

به زودی یک پست مفصل همراه با عکس در وبلاگ میگذارم.


نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

 چهاردهم فروردین ۱۳۹۱ پنج ماه و ده روز بعد از عمل

در حال حاضر چیز زیادی برای گفتن نیست. کسالت است و روزهای متوالی و شوق دویدن کنار زاینده رودی که دوباره پر آب شده. فقط باید صبر کنم تا استخوانم کاملا سفت و محکم شود و فریم ها را بردارم. همان طور که در قسمت ششم خاطرات گفتم پس از مشورت با دکتر عالمی تصمیم گرفتیم یکی از پین ها را که مشکوک بود در بیاوریم و یکی دیگر را هم آقای عفت پرور محکم کرد چونکه خونریزی داشت. بعد از آن قضیه که مربوط میشد به چهارشنبه سوری به اصفهان برگشتم و به مدت 9 روز سفالکسین مصرف کردم تا خیالم از عفونت راحت شود. در حال حاضر تقریبا همه پین های من خشک و بدون ترشح هستند.

راه رفتن من هم تقریبا بدون عصا شده است. در خانه که هستم بدون عصا راه میروم ، آشپزی میکنم و غیره. اما بیرون از خانه عصاهایم را همراه خودم میبرم چون برای مسافت های طولانی به آنها نیاز دارم و اینکه فکر نمیکنم راه رفتن بدون عصا چیز چندان خوبی باشد. دلیل این حرفم هم این است که بدون عصا شبیه مامان بزرگها راه میروم و حالت طبیعی بدنم به هم میخورد اما با عصا کاملا نرمال هستم.

یک هفتۀ دیگر صبر خواهم کرد و بعد از آن یک رادیولوژی از پاهایم میگیرم تا ببینم استخوانم کاملا سفید شده یا نه. اگر در برداشتن فریم عجله کنم علاوه بر اینکه امکان شکستگی هست به احتمال زیاد کمی از قدی را که به دست آورده ام را از دست میدهم (مثلا 5یا 6 میلیمتر) پس بهتر است صبر کنم تا استحکام استخوانم به 100 درصد برسد و بعد از آن فریم را بردارم.

در مدت اخیر از قد جدید خودم خیلی لذت برده ام و خیلی احساس خوبی دارم و مطمئنم بعد از برداشتن فریم ها این احساس چند برابر خواهد شد. مدت دو ماه است که یک مسکن هم مصرف نکرده ام و دردی هم ندارم که نیاز به مسکن داشته باشم. چیز دیگری به ذهنم نمیرسد

نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

لینک خاطرات چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۱/۰۹ 20:4
برای مشاهدۀ خاطرات من از عمل جراحی افزایش قد در روسیه به لینک زیر بروید:

قسمت اول : http://afzayesh.blogfa.com/page/diary.aspx

قسمت دوم: http://afzayesh.blogfa.com/page/diarya.aspx

قسمت سوم: http://afzayesh.blogfa.com/page/diaryb.aspx

قسمت چهارم: http://afzayesh.blogfa.com/page/diaryc

قسمت پنجم: http://afzayesh.blogfa.com/page/diaryd.aspx

قسمت ششم: http://afzayesh.blogfa.com/page/diaryf.aspx

تاریخ عمل: سه شنبه 3 آبان ماه 1390

قد پیش از عمل: 168

هدف: 6 سانتیمتر

نام دکتر : کنستانتین ناویکف


نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

 

یکی از دوستان دربارۀ افزایش ساق و ران در یک زمان و به میزان سه سانتی متر پرسیده بود. مدتی بود که میخواستم دربارۀ روش های داخلی برایتان بنویسم اما همّت نمیکردم. حالا این سوال بهانه ای شد تا دیدگاه خودم را در این باره برایتان بنویسم. توجه کنید که برخی از این مطالب دیدگاه های شخصی من هستند.

افزایش ران و ساق با هم در یک زمان امکان پذیر است اما نه با روش خارجی، چون هر کسی که فریم ایلیزاروف را از نزدیک دیده باشد متوجه میشود که گذاشتن دو فریم ایلیزاروف روی دو رانغیر ممکن است. حالا چه برسد به اینکه هر دو ران و هر دو ساق را بخواهند فریم بگذارند. کلا هیچ دکتری در جهان آنقدر احمق نیست که حاضر شود چنین عملی را با روش خارجی انجام دهد. بعضی از دکترها هستند که عمل را به صورت خارجی به صورت ضربدری روی ساق پای چپ و ران پای راست انجام میدهند و بعد بیمار بعد از یکی دو سال برمیگردد و ساق پای راست و ران پای چپش را عمل میکند که به نظر من خیلی عمل عجیب و غریب، خطرناک، زمانبر(حدود 4 سال)، و دردناکی است. کلا به نظر من تن به چنین عملی دادن اشتباه است، حالا در هر شرایطی که باشید

اما میرسیم به روشهای داخلی، روشهای داخلی مختلفی داریم که شناخته شده ترین آنها روشISKD  است و دکتر بتز (Betz) در آلمان و دکتر گیشه(Guichet)در فرانسه از این روش استفاده میکند در این روش دکتر یک میله داخل استخوان ران میگذارند و دیگر هیچ چیز خارجی ای دور پای بیمار نیست. این هم لینک اش:  

http://www.betzinstitute.com/iskd.htm

 بیمار میتواند به حمام برود،  شلوار بپوشد و برای افزایش دادن هم باید زانویش را حرکت دهد که در این دوجا میتوانید ویدئوی آنرا ببیند.

http://www.youtube.com/watch?v=DKEPrcVoo9Y

http://www.youtube.com/watch?v=JjY6oAxLhHk

این روش اگر کسی پولش را داشته باشد روش بسیار خوبی برای افزایش قد است و استخوان ران چون کلفت تر است زودتر هم جوش میخورد و به طور نسبی قابلیت میزان بیشتری از افزایش را هم دارد. اما هزینۀ زیادی لازم دارد. لطفا از من نپرسید هزینه اش چقدر است، گوگل به درد همین مواقع میخورد. به سایت بتز یا گیشه بروید و در این باره بیشتر تحقیق کنید. اگر هم جایی دیدید که نوشته fitebone منظورشان همین روش داخلی است.

حالا بعضی ها به فکر می افتند که شاید جاهای ارزانتری هم باشد که با روش داخلی عمل کنند. بله کاملا درست است در این مورد هم باید باز از گوگل استفاده کنید. اما جاهایی که من میشناسم عبارتند از اوکراین، دکتر میتکویچ در صربستان، و بعضی از دکتر ها در هند که البته من از کیفیت کار هندی ها بیخبرم اما دربارۀ اوکراین و میتکویچ دو نفر در سایت makemrtaller هستند که با آنها عمل کرده اند و نتیجۀ خوبی گرفته اند.

در مورد تناسب هم یکی از دوستان پرسیده بود که بهتر نیست مثلا سه سانت در ساق و سه سانت در ران افزایش دهیم. پاسخ منفی است. اولا این سوال مطرح میشود که چگونه و با چه روشی؟ این کار بسیار دشوار و هزینه بر است. شما در این صورت چهار استخوان شکسته و حداقل 8 عمل جراحی خواهید داشت. این عمل عمل سنگینی است و مطمئنا اگر کسی حاضر شود استخوانش را بشکنند و اینهمه زجر بکشد به 3 سانتی متر راضی نمیشود. چه برسد به اینکه اجازه بدهد استخوان رانش را هم بشکنند!

در مورد تناسب اندازه های پا و دست و ساف و ران نیز باید بگویم که معمولا ران و ساق افراد با هم برابر است بعضی ها ساقهای خیلی بلندی نسبت به رانشان دارند که در این صورت باید به فکر افزایش در ران باشند اما در غیر این صورت تا میزان 5 سانتی متر میتوانند افزایش دهند و مطمئن باشند که هیچ کس بعد از عمل متوجه نخواهد شد. اصولا مهم این است که بعد از عمل سلامتی نسبی شما حفظ شود وگرنه چشم انسانها در تشخیص چنین تناسباتی ضعیفتر از آن است که بخواهیم نگران آن باشیم.

 

نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

با سلام به دوستان عزیز

من مدتی در مسافرت و گرفتار زندگی و مشغول بودم.

تا کمتر از یک ماه دیگر هم به روسیه میروم. البته اگر این دلار لعنتی هر روز گرانتر و گرانتر نشود. احتمالا خاطرات خود را در حین عمل در روسیه، در این وبلاگ خواهم نوشت.

دو روز پیش یکی از دوستان که قصد عمل با دکتر نجات حسینی و آقای عفت پرور (که قبلا هم گفته ام که دکتر نیست) را داشت، تا روی تخت جراحی هم رفت، اما بنا به دلایلی منصرف شد. داستان او را به زودی برایتان می‏نویسم. مگر اینکه اجازۀ نقل آن را ندهد.

اجازه نقل مطلب گرفته شده و این ادامۀ مطلب: 

من کسی را میشناسم که او هم مثل من قصد عمل داشت و البته هنوز هم دارد. اما به خاطر نداشتن پایان خدمت تصمیم گرفت در ایران عمل کند. ابتدا قصد عمل با اسماعیلاف را داشت اما بعد از دیدن چند مورد که نتایج وحشتناکی با اسماعیلاف گرفته بودند از این کار منصرف شد. در ضمن اسماعیل اف جدیداً خیلی هم ددری شده! یعنی هی فیلاش یاد هندوستان میکند و بیشتر اوقات خارج از کشور است، که همین مسئله هم باعث بروز مشکلات بیشتری برای کسانی که با او عمل کرده اند شده است. این را هم بگویم که این داستان ها را به راحتی باور نکنید که مثلا بیماری که با فلان دکتر نتایج خیلی بدی گرفته بود پیش دکتر دیگری رفت و او همه چیز را درست کرد و قضیه با خوبی و خوشی تمام شد. اگر شما با یک دکتر عمل کنید و نتیجۀ خوبی به دست نیاورید و بخواهید وسط ماجرا دکترتان را عوض کنید، هیچ دکتری حاضر نیست شما را قبول کند. و جواب آنها این است که چرا از اول پیش من نیامدی و خلاصه از ترس مسئولیت، دست به شما نمیگذارند. پس او تصمیم عاقلانه ای گرفت و از عمل کردن با اسماعیل اف منصرف شد. بعد از آن به سراغ دکتر نجات حسینی و آقای عفت ‌پرور رفت و بعد از حدود دو ماه انتظار و مشاوره و غیره، با پاهای شیو کرده و لباس مخصوص عمل شدن، روی تخت یکی از بیمارستانهای خصوصی مرکز شهر دراز کشیده بود و منتظر بود تا او را به اتاق عمل ببرند. اگر نمیدانید بگذارید برایتان توضیح بدهم که قبل از چنین عملی که باید با رضایت کامل به دکتر اجازه دهید تا هر دو پای شما را بشکند، شدیدا دچار استرس و احساسات میشوید. در چنین وضعیتی انتظار و بلا تکلیفی چیزی نیست که کسی خواستار باشد. این دوست ما چندین ساعت ( حدود 6ساعت) در آن حالت در بیمارستان منتظر بوده تا بالاخره یک نفر به سراغ او می‌آید اما این یک نفر جراح نبوده بلکه بازرس نظام پزشکی بوده که از او میپرسد برای چه عملی به آنجا آمده؟ او دربارۀ عمل زیبایی چیزی نمیگوید و علت عملش را انحراف پا عنوان میکند. اما خلاصه آن بازرس خنگ نبوده و میفهمد که پایش صاف و سالم است و میگوید نمیشود عمل کنی. آن بازرس و آقای نجات حسینی به او میگویند که تنها راه عمل این است که رضایت محضری به آنها بدهد. مادر این دوست ما هم که از وکلای محترم دادگستری است میگوید من رضایت محضری به کسی نمیدهم، چون در این صورت شما دیگر هیچ مسئولیتی را قبول نخواهید کرد. خلاصه با دادن حدود سیصد و هشتاد هزار تومان به آن بیمارستان (به خاطر همین 6-7 ساعتی که دوست ما را پذیرفته بودند) و اینکه آزمایش خون از او گرفته بودند، او را مرخص میکنند.

نتیجۀ اخلاقی ای که من از این قضیه میگیرم این است که اولا جراحان گرامیِ وطن در این عمل آنقدر نتایج وحشتناک گرفته اند، که نظام پزشکی اگر بفهمد کسی قصد عمل دارد بازرس میفرستد تا مطمئن شود که بیمار از تبعات عمل آگاه است.

نتیجۀ دوم هم که یک عقیدۀ شخصی است و ممکن است اشتباه باشد اینکه: شاید ایران اصلا جای درستی برای چنین عملی نیست. البته این آقا از عفت پرور زیاد تعریف میکرد. اما متوجه نمیشوم اگر امکان رفتن به جای مطمئنی را داشته باشیم چرا باید چنین ریسکی بکنیم؟ و اگر امکانش را نداشته باشیم چرا نباید صبر کنیم؟

 

نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

روش ایلیزاروف

این روش اصلی افزایش عضو است که به وسیله دکتر روسی گبریل ابرامویچ ایلیزارف در دهه 1950 ابداع شد. دیگر تکنیک ها نیز برپایه همین روش بنیان گذاشته شده اند.

معمولا درشت نی و نازک نی هر دو پا را شکسته و سپس فریم ایلیزاروف را به دو سوی استخوان شکسته وصل می‏کنند. این فریم بوسیله پین هایی به استخوان وصل می‏شود. این پین ها از طریق سوراخ های کوچکی که در پای بیمار ایجاد شده اند وارد پا می‏شوند.

این فریم دارای پیچهایی است که باید چرخانده شوند تا استخوان ها را به میزان بسیار کمی در روز از هم دور کنند. استخوان ها در فضای خالی رشد خواهند کرد و به این بخش از کار distractionمی‏گویند که به این معناهاست : دخالت، مزاحم شدن، کشیدن و . . .

بعد از پایان مرحلۀ  distraction باید به استخوان مهلت داده شود تا قوی شود و به این مرحله consolidation می گویند که به معنای محکم شدن و یکی شدن است. این مرحله از 3 ماه تا یکسال طول می‏کشد و باید مراقبت به عمل آورده شود تا استخوان تازه  ونرم دوباره نشکند و به همین دلیل فریم باید روی ساق بیمار باقی بماند. مدت زمان کلی ماندن دستگاه بسته به دکتر های مختلف  و میزان افزایش متفاوت است برای مثال در روسیه این زمان برای 6-7 سانتیمتر حدود 7 ماه است و دکتر سلامه در سوریه توصیه می کند که فریم اش مدت زمان بیشتری روی ساق بیمار باقی بماند و بعد از برداشتن فریم اقدام به گچ گرفتن پا نمیکند(در این مورد کاملا مطمئن نیستم) البته او از دستگاه کوچکتری نسبت به دستگاه اصلی ایلیزاروف استفاده می‏کند که تحمل آن راحت تر است. میتوانید تصویر آنرا در سایت او که در قسمت پیوندهای وبلاگ آمده ببینید.

بعد از consolidation استخوان به قوت استخوان اصلی و بلندتر خواهد بود.

اگرچه که این روش وحشیانه به نظر میرسد و مستلزم فرو رفتن پین ها به درون گوشت و پوست بیمار به مدت طولانی است اما سابقۀ موفقیت آمیز طولانی ‏ای دارد و از دیگر روش ها ارزان تر است. مرکز ایلیزاروف در روسیه سابقه ای طولانی در این روش دارد.

درمطالب بعدی دربارۀ دیگر روش های خارجی و همچنین روشهای داخلی خواهم نوشت.

Gavriil Abramovich Ilizarov

نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

1.    آیا ممکن است با استفاده از قرص و مواد شیمیایی بلند تر شوم؟

نه. مطلقا ممکن نیست. اگر رشد شما متوقف شده باشد صفحات استخوانی بدنتان بسته شده و این امر جلوی رشد بیشتر را می گیرد. هر شرکتی که ادعا میکند می تواند با هر راهی غیر از عمل جراحی، شما را بلندتر کند، قصدش چیزی نیست جز به جیب زدن پول شما.

2.    عمل افزایش قد چگونه کار می کند؟

این عمل با شکستن یک یا چند استخوان شروع می شود و سپس دو قسمت جدا شده ی استخوان را به آرامی از هم دور میکنند. معمولا میزان این دور کردن به چند بار در روز تقسیم می شود. مثلا برای افزایش 0/80 میلی متر در روز، هر 6 ساعت یکبار 0/20 یعنی یک پنجم میلی متر دو قسمت را از هم دور میکنند.

استخوان در این شرایط شروع به بازسازی میکند و قسمت خالی را پر میکند. استخوان جدید تا بیش از یک سال بعد سفت و محکم نمی شود اما بعد از چند ماه بیمار قادر است دوباره قدم بردارد.

اصول کلی این عمل را پروفسور ایلیزاروف در روسیه ابداع کرد و فریم خارجی استاندارد این عمل یا عمل صاف کردن استخوان ها به نام او فریم ایلیزاروف خوانده میشود که تصویر آن را مشاهده می کنید.

3.    عمل افزایش چقدر اجازه ی رشد به من می دهد؟

برای مقاصد زیبایی بیشتر جراحان حداکثر میزان افزایش در یک عضو را 5سانتی متر میدانند اما تا 12 سانتی متر هم با برخی از تکنیک ها امکان پذیر است.

افزایش بیش از حد علاوه بر به هم خوردن تناسب بدن و بد ریخت شدن بیمار میتواند منجر مشکلاتی از جمله آرتروز زودرس ، ضعف استخوانی و تحلیل رفتن عضله بشود.

این وبلاگ به پیروی از بسیاری از افراد متخصص و آگاه افزایش بیش از 10 سانتی متر را به هیچ کس توصیه نمی کند. که آن هم می بایست بین ساق و ران تقسیم شود. اگرچه برخی افراد توانسته اند بدون داشتن مشکلات بزرگ 7.5سانتی متر در یک عضو افزایش دهند.

4.    در کدام قسمت پا می توان افزایش را انجام داد؟

هر دو قسمت ران و ساق. اما بیشتر تکنیک ها به خاطر ریسک کمتر ساق روی این قسمت متمرکز میشوند.

5.    آیا عمل افزایش درد دارد؟

بله! حتما. اما در بیشتر موارد می توان درد را با مسکن ها و تراپی های مختلف مدیریت کرد.

بعضی افراد آنقدر درد برایشان غیر قابل تحمل می شود که افزایش را متوقف می کنند بعضی هم میزان کمی از درد و ناراحتی را تجربه می کنند.

در کل روش های داخلی از روش های خارجی کم درد تر اند اما هیچ روش بدون دردی برای عمل افزایش وجود ندارد.

 

 

 

نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |

1.     عمل افزایش چقدر طول می کشد؟

 افزایش 5سانتی متر برای یک فرد برگسال و سلامت حدود شش الی هشت ماه طول می کشد تا دوباره بتواند راه برود. (اگر با مشکل خاصی مواجه نشوید)

برای بعضی بیشتر طول میکشد. برای کسانی که به طور خاص سلامت و متناسب هستند و تحمل دردشان هم بالاست این دروه ممکن است کوتاه تر شود.

با اینکه استخوان می تواند تا 1 میلی متر در روز بازسازی شود، عضلات، رگها، اعصاب و تاندون ها بسیار آرامتر رشد می کنند به همین خاطر میزان توصیه شده ی افزایش برای یک بزرگسال سلامت در یک روز 666/0 میلی متر است.

بعضی از دکترها اجازه ی افزایش تا 1 میلی متر در روز را هم می دهند که البته  مشکلات عضلات و تاندون ها در این آهنگ افزایش شایع خواهد بود، مخصوصا مشکلات در زانوها و قوزک پا.

2.     آیا میتوان ساق و ران را با هم افزایش داد؟

 از نظر تکنیکی امکان دارد اما این کار شدیدا نهی می شود.

دکتر های بسیار کمی حاضر می شوند تا ساق و ران را با هم عمل کنند و در بعضی موارد نتایج وحشتناکی به دست آمده است. گاهی سالها طول می کشد تا بیمار ریکاوری شود.

3.     آیا این عمل خطر دارد؟

همه ی عمل های جراحی زیبایی مقداری ریسک را به همراه دارند و دکتر می بایست قبل از عمل کاملا مطمئن باشد که بیمار از خطرات و مشکلات بالقوه این عمل کاملا آگاه است.

با اینکه گزارشات بسیار کمی از آسیب های جدی یا قطع عضو وجود دارند اما چنین مسائلی هم در این عمل امکان پذیر هستند.

4.     این عمل چقدر خرج دارد؟

 خرج کامل برای یک عمل به میزان 5سانتی متر حدودا بین 13میلیون تومان تا 130میلیون تومان خواهد بود که بسته به فاکتورهای مختلف متفاوت است.

5.     بهترین دکتر افزایش دهنده در جهان کیست؟

این پرسش هیچ پاسخی ندارد، بهترین دکتر برای هر فرد با توجه به شرایط و امکانات او متفاوت است.

6.     بهترین روش افزایش کدام روش است؟

این پرسش هیچ پاسخی ندارد، بهترین روش برای هر فرد با توجه به شرایط و امکانات او متفاوت است.

 

 

نوشته شده توسط Mr.Afzayesh  | لینک ثابت |